بازی بدون انتها ، مهندسي منازعه در قفقاز جنوبي

فعل و انفعالات در قفقاز جنوبي بيشتر از آن كه نتيجه منطقي منافع و امنيت ملي كشورهاي آن باشد، بيشتر نتيجه بازسازي، عوامل منطقه اي و فرامنطقه اي دخيل در اين منطقه است، به همين جهت صلح و ثبات قفقاز چشم انداز روشني ندارد چون كه بازي قدرت هاي رقيب با منافع متضاد در اين منطقه، انتهايي ندارد.
در يك سال اخير معادلات پيچيده اي در صحنه قفقاز جنوبي پديدار گشته كه به ظاهر اراده اي براي برخي تحولات در معادلات امنيتي - سياسي منطقه را به نمايش گذاشت. به عبارتي با بروز برخي تحولات در مواضع بازيگران و همچنين با تغيير جزيي فضا برخي دگرگوني ها در مختصات صحنه قفقاز مشاهده شد.
از برخي اقداماتي كه در ماه هاي اخير در حوزه منازعات قفقاز صورت گرفته مي توان به تشديد پروسه تنش زدايي بين ارمنستان و تركيه، فشار آمريكا به تركيه جهت بازكردن مرزهاي خود با ارمنستان و در نهايت امضاي «نقشه راه» بين ارمنستان و تركيه، فعال شدن آمريكا و روسيه در حل مناقشه قره باغ كوهستاني، گرايش جمهوري آذربايجان به طرف روسيه براي ايجاد توازن در منطقه در صورت عادي شدن روابط ارمني - تركي و در نهايت مطرح شدن طرح امنيتي تركيه براي صلح قفقاز، در قالب «خانه مشترك قفقاز» به صورت ابزار كار مشترك تركيه با روسيه در قفقاز بدون حضور ساير قدرت هاي منطقه اي و بیين المللي، مجموعاً پديده هايي هستند كه حداقل در حوزه انتزاعي امنيت سازي و امنيت سوزي قفقاز موثر بود. هر چند كه منازعه داخلي گرجستان هم در ملغمه اين مجموعه قفقاز قابل تفسير است ولي در اين مقاله به بحث ناكارآمدي انقلاب رنگي گرجستان كه در واقع ناكامي طرح آمريكا بود نمي پردازيم و فقط به محور امنيتي آذربايجان، ارمنستان، تركيه با مشاركت آمريكا و روسيه مي پردازيم. قبل از پرداختن به تفسير و تحليل محتواي بازي نوين در قفقاز و همچنين سهم بازيگران در پيشبرد اين بازي و پارادكس موجود لازم است نگاهي به اهميت منطقه قفقاز جنوبي و سابقه بازيگري و بازي سازي قدرت هاي منطقه اي و فرامنطقه اي بیندازيم.
قفقاز جنوبي منطقه اي مركب از سه كشور آذربايجان، ارمنستان و گرجستان است كه توسط سه قدرت منطقه اي يعني ايران، روسيه و تركيه محاصره شده است. موقعيت جغرافيايي و اهميت استراتژيك قفقاز جنوبي، اين منطقه را به يكي از مهم ترين مناطق جهان تبديل نموده است. به لحاظ فرهنگي، قفقاز مرز ميان تمدن اسلامي و تمدن مسيحي و سه فرهنگ روسي، تركي و ايراني و همچنين زيستگاه بيش از 50 گروه قومي و زباني و سه دين اسلام، يهود و مسيحيت است. ساموئل هانتينگتون در كتاب معروف خود يعني «برخورد تمدنها» منطقه قفقاز را روي خط برخورد تمدنها معرفي كرده و درگيري هاي آذربايجاني هاي مسلمان و ارامنه مسيحي و صف بندي حاميان اين دوگروه را مورد اشاره قرار داده است. موقعيت استراتژيك قفقاز در مسير تلاقي آسيا و اروپا و خاورميانه، اين منطقه را به صحنه رقابت سياسي و اقتصادي قدرت هاي بزرگ تبديل نموده است. از ديدگاه اقتصادي وجود منابع نفت و گاز بر عطش بازيگران خارجي افزوده است. قفقاز 12درصد نفت، 31 درصد گاز طبيعي، 6درصد زغال سنگ و 8 درصد انرژي الكتريكي شوروي سابق را توليد مي كند. براساس برآوردهاي شركتهاي نفتي بين المللي، ميزان منابع اثبات شده نفت در آذربايجان بالغ بر 7 ميليارد بشكه و گاز به ميزان 85 تريليون مترمكعب است. شركتهاي مذكور، ميزان صادرات نفت آذربايجان در سال 2010 را بيش از يك ميليون بشكه نفت در روز و تا سال 2020 به ميزان 2 ميليون بشكه نفت برآورد مي كنند.از طرفي قفقاز مسير ترانزيت انرژي آسياي ميانه و درياي خزر به اروپاست. اين موضوع هم به نوبه خود به چالشي جدي بين روسيه، اروپا و آمريكا و حتي ايران تبديل شده است. يعني هرکدام از اين ها مسيري متناسب با منافع خودشان را پيشنهاد مي دهند. در كنار موارد ذكر شده، در حوزه امنيتي اين منطقه مباحث و الگوهاي متفاوتي ارائه شده است كه يكي از آنها رويكرد امنيت جمعي است.
اين رويكرد معتقد است در شرايطي كه بازيگران تحت مكانيزمي با هم همكاري جمعي نمايند، تهديدات كم مي شود. البته در حوزه امنيتي طرح ها و الگوهاي منطقه اي و فرامنطقه اي متنوعي در جهت امنيت سازي در قفقاز ارائه گرديد ولي در نهايت با توجه به اهداف سياسي اين طرح، نه تنها امنيت واقعي در منطقه حاصل نشد بلكه به نوعي گسله هاي بحران در منطقه دوباره فعال شده است.
به هر حال هر يك از بازيگران منطقه اي و فرامنطقه اي در اين منطقه اهداف خود را در قالب طرح و الگوهاي خاصي مطرح نموده و دنبال مي نمايند كه در ذيل به صورت اختصار به طرح ها و اهداف هر كدام از بازيگران، اشاره مي گردد.
1- روسيه
روسيه، قفقاز جنوبي را به عنوان حياط خلوت خود قلمداد نموده و حاضر به پذيرش نقش آفريني هيچ قدرت منطقه اي در ترتيبات امنيتي قفقاز جنوبي نيست. از طرفي چون كشور جمهوري آذربايجان و گرجستان تلاش مي نمايند از دايره امنيتي روسيه خارج شوند و خودشان را در الگوها و طرح هاي امنيتي غرب تعريف مي كنند به همين جهت روس ها در فضاي امنيتي قفقاز جنوبي ارمنستان را نقطه استراتژيك خود در درون قفقاز قرار داده و سپس اقدامات ذيل را در راستاي طرح هاي خود به انجام مي رسانند:
- اتصال ژئوپلتيك با ارمنستان؛ روسيه با ارمنستان اتصال ژئوپلتيك ندارد، براي رسيدن به آن بايد گرجستان را هموار كند. به همين دليل، اهميت گرجستان براي روسيه صرفاً ناشي از تحولات داخلي گرجستان نيست بلكه مي خواهد (در صورت ادامه پروسه ضد روسي و در كنار غرب واقع شدن گرجستان) با ايجاد يك كريدور بين اوستياي شمالي و اوستياي جنوبي، گرجستان را تقسيم و خود را به ارمنستان نزديك نمايد. به عبارتي ديگر، روسيه براي فرود ژئوپلتيك در منطقه، بايد ارمنستان را حفظ و گرجستان را مديريت بكند. به اين ترتيب، آذربايجان در تله استراتژيك روسيه مي افتد.
- امنيت سازي براي ژئوپلتيك قومي؛ يكي از سياست هاي روسيه در قفقاز جنوبي تحريك قوميت ها و تبديل آن به نيروي متخاصم در برابر دولت هاي متبوعشان است. به يقين طراحي و مهندسي منازعات قومي قفقاز توسط روسيه شكل مي گيرد.
بحران قره باغ در جمهوري آذربايجان، بحران آبخازيا و اوستياي جنوبي در اتاق هاي فكر روسيه طراحي و توسط نيروهاي نظامي - امنيتي اين كشور عملياتي شد. البته اين گونه پروژه ها تا زماني كه كشورهاي اين منطقه سوداي آمريكا و ناتو را خواهند داشت ادامه خواهد يافت. - سه ضلعي نمودن منازعه درون پازل قفقاز؛ روس ها در زمان اتحاد شوروي براي حفظ هژموني خود در قفقاز و براي جلوگيري از گرايش جمهوري هاي اين كشورها به همسايگان، سعي مي كردند اين جمهوري را وارد يك منازعه هويتي با همسايگان نمايند. براي نمونه منازعه رواني ارامنه با تركيه و همچنين منازعه رواني آذربايجان با ايران در اتاق هاي فكر روسيه دوره شوروي طراحي مي شد. بعد از فروپاشي نيز روس ها منازعه را به داخل قفقاز كشيدند كردند و پروژه منازعه آذري – ارمني را نهادينه كرده و در شرايط حاضر تلاش هايي هم صورت مي گيرد كه منازعه قومي جديدي بين آذربايجان با گرجستان در مورد 9 شهر آذري نشين گرجستان كه هم مرز با آذربايجان است و يا ارمنستان با گرجستان در مورد مناطق ارمني نشين «جاواختي» صورت بدهند. روس ها از اين طريق منازعه درون قفقاز را سه ضلعي مي نمايند تا در نهايت هژموني خود را همچنان محفوظ بدارند.
- مديريت منابع انرژي منطقه؛ يكي ديگر از اهداف روسيه، كنترل و مديريت منابع انرژي و مسيرهاي ترانزيت آن است.
به هرحال روسيه در قفقاز جنوبي تلاش مي كند، اولاً از ورود ناتو و ساير نهادهاي امنيتي غرب جلوگيري نمايد و سپس سطح نفوذش را در اين منطقه به مختصات شوروي برگرداند.
2- تركيه
تحول ژئوپلتيك در حوزه شوروي سابق فرصت گرانقدري نصيب تركيه ساخت، كه به تعبير «علي كاراعثمان اوغلو» محقق ترك، «درهاي جهان ترك كه به روي تركيه بسته شده بود مجدداً باز شد.» جايگاه قفقاز جنوبي هم در سياست خارجي و امنيتي تركيه متاثر از متغيرهايي نظير تلاش براي احياي هويت فرهنگي تركي و پررنگ نمودن اشتراكات فرهنگي – تاريخي تركيه با منطقه، بهره مندي از پتانسيل هاي اقتصادي اين منطقه است. از طرف ديگر تركيه به عنوان سكوي غرب و پايانه ناتو، نقطه اتكاي استراتژيك خود را در آذربايجان تعريف كرده است.
- تركيه بنا به دلايل خاص، نقطه استراتژيك خود در درون قفقاز را نخست آذربايجان و سپس گرجستان مي داند. تركيه براي ورود به آذربايجان و حتي آسياي مركزي اتصال ژئوپلتيك ندارد، بلكه بايد از طريق نخجوان يا از طريق ايران وارد شود كه آنگاه اسير مديريت ايراني مي شود. به همين علت، تركيه براي برداشتن سياستي مستقل توجه خود را به گرجستان بيشتر كرده تا بتواند با مهمترين كشور قفقاز يعني با جمهوري آذربايجان در ارتباط باشد. حوادث سال هاي اخير در منطقه قفقاز باعث شده تا در تركيه اراده اي براي تحول در نگاه تركيه به قفقاز حاصل شود.
- تركيه دريافت كه صرفاً با تاكيد بر همبستگي قومي – نژادي نه تنها قادر به تامين منافع ملي تركيه نيست، بلكه تركيه را در تضاد با قدرت هاي منطقه اي و فرامنطقه اي از جمله روسيه، چين، ايران، ارمنستان و گرجستان قرار مي دهد. به همين جهت تركيه در سياست قوم گرايانه اش به صورت جدي معتدل و منعطف شد.
- مناقشه روسيه با گرجستان و آشفته شدن فضاي گرجستان، به ترك ها نشان داد كه در يك فضاي بحراني نمي توانند در مقابل اراده روس ها مقاومت كنند و روس ها قادر به كنترل انتقال انرژي منطقه از گلوگاه خود يعني گرجستان مي باشند. به همين جهت ترك ها تلاش نمودند با ارائه طرح «پيمان ثبات قفقاز» به روس ها بفهمانند كه در اين منطقه بر خلاف سال هاي گذشته، تركيه منافع غرب را رهبري نمي كند. در اين طرح كه به 2+3 مشهور است، به همكاري سه كشور قفقاز با دو كشور منطقه اي روسيه و تركيه اشاره شده است. (در اين طرح بنا به ملاحظه آمريكا، ترك ها به جايگاه ايران اشاره نمي كنند)
- منازعه تاريخي ارامنه با تركيه نه تنها محدوديت هاي ژئوپلتيكي براي ورود تركيه به قفقاز و آسياي مركزي به وجود آورد، بلكه در سطح بين المللي هم به ابزار فشار دشمنان و رقيبان تركيه تبديل شده است. ترك ها درصدد هستند منازعه ارامنه - تركيه را در فضاي ديپلماتيك نوين تركيه كه با تساهل و تسامح بيشتر همراه است، حل نمايند (البته عنصر آذربايجان را درنظر دارند). در همين راستا، «نقشه راه» بين تركيه و ارمنستان به امضا رسيد. هرچند نقش آمريكا در امضاي نقشه راه كليدي بود. در نقشه راه عادي شدن روابط ارمنستان با تركيه، باز شدن مرزهاي تركيه بر روي ارامنه كه به علت اشغال 20 درصد از اراضي آذربايجان در سال هاي اول دهه 1990 بسته شده بود، مدنظر است.
البته ترك ها هرچقدر به عادي سازي روابط با ارمنستان نزديك مي شوند، به همان اندازه دستگاه حاكميت جمهوري آذربايجان را از دست مي دهند. الهام علي اف تلاش مي كند با تنوع سازي سياست خارجي خود و حتي مسير انتقال انرژي نفت و گاز، قدرت توازن سازي و بازيگري خود را به رخ تركيه بكشد.
3- آمريكا
جايگاه ژئواستراتژيك و ژئواكونوميك قفقاز موجب شده كه بعد از فروپاشي شوروي، اين منطقه در كانون توجه آمريكا قرار گيرد، ولي آمريكايي ها بر خلاف روس ها و ترك ها، نقطه استراتژيك خود را در يك كشور قفقاز تعريف ننمودند، بلكه تلاش كردند كل منطقه قفقاز جنوبي را به عنوان يك مجموعه واحد درنظر گرفته و آن را در برنامه ها و طرح هاي منطقه اي و حتي جهاني خود لحاظ كنند. آمريكا تلاش مي نمايد اين منطقه را با محيط پيراموني خود از جمله روسيه و ايران در تنازع قرار دهد و علاوه بر حذف اين دو قدرت از معادلات اقتصادي و امنيتي قفقاز، بلكه حتي نقش تاريخي اين دو كشور را هم زير سوال ببرد. به همين جهت در چند سطح عمل مي نمايد؛
- ايجاد فرايندي كه سه كشور قفقاز در نهايت به عضويت سازمان نظامي ناتو درآيند و از ساختارهاي روسي دوري جويند.
- انتقال انرژي نفت وگاز منطقه از مسيرهايي صورت بگيرد كه در نهايت از كنترل روسيه و ايران خارج شود.
- با حمايت از لايه هاي مختلف اجتماعي در جهت مهندسي آينده سياسي و تحميل ارزش هاي آمريكايي به آن (نمونه انقلاب رنگين گرجستان)
- مهندسي معكوس تنازع درون قفقاز به محيط پيراموني؛ براي نمونه ايجاد تنش بين گرجستان با روسيه.
جمهوري آذربايجان با ايران و حتي در صورت موفق شدن، ارمنستان را هم در منازعه بيروني درگير خواهد كرد. (علاوه بر تركيه) البته طرح هاي آمريكايي براي قفقاز حداقل در حوزه امنيتي با پارادكس جدي هم در درون پازل قفقاز و هم در محيط پيراموني مواجه شده است كه به چند مورد اشاره مي گردد؛
- در حل بحران قره باغ سياست دوگانه آمريكا موجب شده كه كانون هاي ضد آمريكا علاوه بر جامعه جمهوري آذربايجان، حتي در درون حاكميت اين كشور به وجود بيايد. آمريكايي ها هرچند كه در سياست اعلامي شان آذربايجان را شريك استراتژيك خود قلمداد مي كنند، ولي در سياست اعمالي شان كاملاً به نفع ارامنه و بر ضد آذري ها حركت مي كنند. براي نمونه، تصويب ماده 907 در اوايل بحران ارمنستان با آذربايجان در جهت تحريم تسليحاتي جمهوري آذربايجان، كمك هاي مستقل مالي آمريكا به دولت خودخوانده قره باغ،
دو برابر بودن كمك هاي مالي آمريكا به ارمنستان نسبت به آذربايجان، عدم راي مثبت به لايحه وحدت ارضي آذربايجان در مجمع عمومي سازمان ملل متحد، وارد كردن جمهوري آذربايجان به بازي بي انتهاي گروه مينسك، كه با ارائه گزارش هاي غيرواقعي ولي آرام بخش افكار عمومي جهان را از پرداختن به بحران هاي قفقاز دور مي كند، فشار به تركيه براي عادي شدن روابط با ارمنستان قبل از اتمام اراضي اشغالي آذربايجان، توجه به عنصر مسيحيت در برخورد با كشورهاي قفقاز و در نهايت ناكارآمد شدن دولت ساكاشويلي در گرجستان كه آمريكايي ها از جهات مختلف، روي آن سرمايه گذاري نموده بودند كه امروز تقريباً نصفي از جمعيت گرجستان بر ناكاآرمدي آن اعتراف مي نمايد، مجموعاً باعث شده است كه در درون قفقاز در كنار جريان همگرايي با آمريكا، پروسه يك جريان معكوس، يعني واگرايي با آمريكا شكل بگيرد. اين جريان بيشتر به واقعيت هاي منطقه اشرافيت داشته و بازي هاي آمريكا را در منطقه يك بازي ضد امنيتي و بي انتها مي دانند. در كنار عوامل داخلي قفقاز، عوامل پيراموني از جمله منازعه روسيه و ايران با طرح هاي آمريكايي حداقل در حوزه امنيتي بي تاثير نبود. البته در كنار آمريكا اتحاديه اروپا هم نقش آفريني مي نمايد ولي برعكس آمريكا به جاي مسائل امنيتي بيشتر در حوزه حقوق بشر فعال است و مهمترين اقداماتش، انضمام سه كشور قفقاز جنوبي در سياست همسايگي اروپا و همچنين انتصاب نماينده اتحاديه در قفقاز جنوبي است.
4- جمهوري اسلامي ايران
منطقه قفقاز در نگاه جمهوري اسلامي ايران، علاوه بر محيط تمدني، يك محيط امنيتي نيز هست. كنش ها و واكنش هاي دولت ها، نيروهاي سياسي، اجتماعي درون قفقاز، سطحي از تاثير را بر محيط امنيتي جمهوري اسلامي ايران مي گذارد به همين خاطر جمهوري اسلامي ثبات در اين منطقه را با مكانيزم هاي بومي و واقعيت هاي منطقه دنبال مي كند. به عبارت ديگر، ايران علاقه مند به بين المللي شدن ژئوپلتيك قفقاز نيست چون در اين صورت نيروهاي فرامنطقه به بهانه هاي مختلف، در سطوح مختلف اين منطقه نقش آفريني خواهند نمود و در صورت نياز هم سطحي از منازعه و بحران هاي منطقه اي را خلق خواهند كرد.
به طور كلي جمهوري اسلامي ايران در قفقاز سياست زير را دنبال مي كند؛
- ايران حضور و نفوذ قدرت ها و ساختارهاي فرامنطقه اي از جمله غرب را (بخصوص در حوزه امنيتي) متناسب با واقعيت هاي منطقه قفقاز نمي داند و آن را مغاير با صلح و امنيت منطقه قلمداد مي كند و سعي مي كند در اين مورد به يك سياست چالشي دست بزند.
- ايران سعي مي نمايد با برقراري ارتباط حسنه با سه كشور قفقاز، از شيب گرفتن عناصر و انديشه هاي ضدايراني بكاهد و به نوعي از سياست آمريكايي، «جابه جايي منازعه از درون قفقاز به محيط پيرامون» جلوگيري كند.
- سياست جمهوري اسلامي بيانگر اين است كه واقعيت هاي ژئوپلتيك ايران را بر حاكمان قفقاز بفهماند كه كنار گذاشتن ايران در مناسبات امنيتي، اقتصادي منطقه يك ايده باطل است و خلاحضور ايران را هيچ بازيگري نمي تواند جبران كند.
سخن پاياني
در اين نوشتار به نقش مستقل سه كشور قفقاز جنوبي در معادلات امنيتي منطقه پرداخته نشد، چون اعتقاد بر اين است كه بازيگري اين كشورها در حوزه معادلات امنيتي يك متغير وابسته نسبت به عملكرد بازيگران منطقه اي و بين المللي است. به عبارتي ديگر، فعل و انفعالات در قفقاز جنوبي بيشتر از آن كه نتيجه منطقي منافع و امنيت ملي كشورهاي آن باشد، بيشتر نتيجه بازسازي، عوامل منطقه اي و فرامنطقه اي دخيل در اين منطقه است، به همين جهت صلح و ثبات قفقاز چشم انداز روشني ندارد چون كه بازي قدرت هاي رقيب با منافع متضاد در اين منطقه، انتهايي ندارد. امروزه هر چند اراده و يا رفتاري از طرف روسيه و يا آمريكا براي حل مناقشه قفقاز ديده مي شود ولي در صحنه قفقاز، تضاد منافع به قدري مركب و پيچيده است كه سطح تنازع طرفين را از مجادله محلي به منازعات كلان و استراتژيك كشانده است. آن هم نه در چارچوب بازي براي بازي، بلكه بازي بدون رسيدن به انتها.
نويسنده: رحمت الله - فلاح
منبع: باشگاه اندیشه - تاريخ شمسی نشر 06/11/1388
برای دست یابی بهتر کاربران به سایتها و مطالب مفید .