صدای آشنای طبل جنگ در خاورمیانه برای سرنگونی ایران
صدای آشنای طبل جنگ در خاورمیانه برای سرنگونی ایران؟!

ولادیمیر پوتین، نخست وزیر روسیه، غرب را متهم می کند که به دنبال «تغییر رژیم» در ایران است و گاردین انگیزه جنگ با ایران را تنها با تکیه بر تمایل غرب برای تغییر نظام جمهوری اسلامی ایران ، آن هم به سبک عراق قابل توضیح می داند. بدین ترتیب، به اعتقاد تحلیلگر گاردین، اتهام غرب به ایران مبنی بر تلاش برای ساخت سلاح هسته ای، بی پایه و ناشی از توهم است و زمزمه های جنگ طلبان غربی علیه ایران، صرفا با نیت آن ها برای سرنگونی نظام مردمی جمهوری اسلامی ایران، قابل توجیه است.
روزنامه گاردین چاپ لندن، مینویسد:
صدای طبل جنگ با ایران هر روز بلندتر می شود. هر روز بیانات مبارز طلبانه از سوی تهران، بازرسی هسته ای ناموفق آژانس، گزارش ها در مورد آماده سازی نظامی غرب، ترور، آزمایش موشکی یا هشدار شوم قرار گرفتن جهان در مسیر شیب دار رسیدن به فاجعه دیده می شود. اگر تمام این اتفاقات، آشنا به نظر می رسند، دلیلش این است که واقعاً آشنا هستند. برای آگاهی در مورد ایران، شمارش معکوس رسیدن به روزهای حمله به عراق در سال 2003 را بخوانید.
شاید لحظه تصمیم گیری پنجم مارس باشد؛ زمانی که باراک اوباما با بنیامین نتانیاهو، نخست وزیر اسرائیل دیدار می کند. آوری شاویت، تحلیلگر سیاسی هاآرتص با اعتقاد بر اینکه این جلسه تعیین کننده خواهد بود می نویسد: اگر رئیس جمهور آمریکا خواستار جلوگیری از بروز یک فاجعه است، باید تضمین های محکمی به نتانیاهو بدهد که آمریکا پس از انتخابات سال 2012 (آمریکا)، ایران را به هر قیمتی متوقف خواهد کرد. اگر اوباما این کار را نکند، مجوز اقدام پیش از انتخابات 2012 را به نتانیاهو داده است.
با کمی دقت می توان دریافت که گزینه چندانی برای انتخاب وجود ندارد. چنین شرایطی نشان می دهد اقدام نظامی از سوی آمریکا، اسرائیل یا هر دو، اجتناب ناپذیر است و تنها سوالی که باقی می ماند، زمان اجرای آن است. اما نگاهی هدفمند نشان می دهد شرایط به واقع این طور نیست. تمام مسائل مورد بحث گزینه هایی دارند. مواردی که علیه برنامه هسته ای ایران مطرح می شوند، به هیچ وجه به اثبات نرسیده اند. بسیاری معتقدند که حملات نظامی محدود تاثیری نخواهند داشت؛ کمپین گسترده تر و دنباله داری لازم است. و به خصوص اوباما که تمام تلاش خود برای پایان دادن به جنگ های عراق و افغانستان را به کار گرفت، از شروع جنگی دیگر بیزار است.
اما درست مانند شرایط 2003 عراق، این حس که جنگ، اجتناب ناپذیر و غیرقابل توقف است از سوی افراط گرایان سیاسی و رسانه های آنها که دارای همدستان زیادی از تمام جناح ها هستند، به شکل فعالانه مورد تشویق و حمایت قرار می گیرد تا شرایطی ایجاد شود که حتی اوباما نیز توان مقاومت در برابرش را نداشته باشد.
تحلیل اخیر افکار عمومی آمریکا بیانگر نگرش دمدمی آنها نسبت به ایران بود و اکثریت مردم آمریکا طرفدار بکارگیری راه حل دیپلماتیک در قبال ایران بودند. با این حال در شرایطی که نامزدهای جمهوری خواه انتخابات ریاست جمهوری از این مسئله سود می جویند، اسرائیلی ها بر آمریکا فشار می آورند و جناح های ایرانی در آستانه انتخابات پارلمانی مانور می دهند، احتمال اینکه طرفداران صلح و تمام کسانی که در مورد به راه انداختن جنگ تردید دارند، دوباره تغییر عقیده داده یا به طور کلی نادیده گرفته شوند، رو به افزایش است.
بحران ایران از برخی جهات کلیدی کاملاً متفاوت از عراق سال های 2002 و 2003 است. اما با توجه به شرایط موجود، رجزخوانی های گوش خراشی که ایران را احاطه کرده تنها در صورتی قابل درک و توضیح است که قبول کنیم هدف نهایی و ناگفته، متوقف کردن برنامه هسته ای ایران نبوده، بلکه درست مانند عراق، سرنگونی حکومت ایران است.
لولو
جورج بوش و تونی بلر مدعی یک ضرورت اخلاقی در سرنگون کردن «هیولا»ی دیکتاتوری صدام حسین بودند. اما نه محمود احمدی نژاد، رئیس جمهوری ایران که هدف تهمت های غرب قرار گرفته و نه آیت الله خامنه ای، هیچکدام صدام نیستند. شرایط فعلی حاکم بر ایران که از سوی غربی ها متهم به سرکوبگر بودن می شود، بر بسیاری از دولت های در حال توسعه جهان نیز حاکم است.
سلاح های کشتار جمعی
صدام هیچ گونه سلاح کشتار جمعی قابل استفاده و گسترشی نداشت اما توجیه اولیه سرنگونی وی اعتقادی غلط مبنی بر بهره وری وی از این سلاح ها بود. اجماع عمومی امروز غرب این است که ایران به دنبال کسب قابلیت تولید سلاح هسته ای است اما تهران در حال حاضر هیچ بمب هسته ای ندارد و هیچ تلاشی برای ساخت بمب هم نداشته است. رهبر ایران طی هفته گذشته اعلام کرد که تسلیحات هسته ای «بی فایده و مضر» هستند و در اختیار داشتن آنها گناه است. اعتقاد نتانیاهو مبنی بر این که اسرائیل با خطر نابودی و قریب الوقوعی روبرو است، بیشتر یک حس درونی است تا مسئله ای بر اساس واقعیت. امتناع اسرائیل از صحبت در مورد زرادخانه هسته ای خود، صرف نظر از تعمق در مورد کاهش آن، احتمال اقدام از سوی این رژیم را تضعیف می کند.
تروریسم
غرب مدعی است که مدارکی دال بر حمایت ایران از شبه نظامیان مسلح، گروه های مسلح ضد اسرائیلی و ضد غربی در فلسطین، لبنان، سوریه، عراق و افغانستان در دست دارد. اگر چنین ادعایی قابل قبول باشد ایران نسبت به رژیم صدام، خطرات بیشتری را متوجه منافع غربی می کند اما حملات محدود یا دنباله دار به تاسیسات هسته ای یا نظامی ایران، این راه های ارتباطی را پایان نخواهد داد مگر اینکه تهران مسیر سیاسی خود را تغییر دهد.
بازی استراتژیک قدرت
عراق از نظر موقعیت استراتژیک خود که در قلب خاورمیانه جای دارد و همچنین پتانسیل اقتصادی، به خصوص ذخایر نفتی از اهمیت ویژه ای برخوردار بود. بی هیچ تردیدی، آمریکا و انگلیس خواستار چرخش ایران سرشار از ذخایر انرژی به سمت اردوگاه غرب هستند، درست مانند روزهای پیش از انقلاب. در مقابل، ارتش ایران قدرتمندتر و نسبت به دفاع از وضع موجود متعهدتر است؛ شرایطی که نسبت به عراق منافع بیشتری را متوجه ایران می کند. این در حالی است که اختلال در تولیدات نفتی و اقتصاد غرب که مطمئناً در واکنش ایران به این حملات ایجاد خواهد شد، باعث توسل به جنگ برای تولید سود پایدار می شود.
الزامات سیاسی
برخلاف اختلاف نظرهایی که در مورد مسئله عراق وجود داشت، قدرت های اصلی غرب در مورد ایران متحد هستند. نتانیاهو، دیوید کامرون، نیکلای سارکوزی و باراک اوباما همگی غیرقابل پذیرش بودن ایران مسلح به بمب هسته ای را تایید کرده اند و عدم انعطاف پذیری آنها در این مورد بر احتمال بروز جنگ در صورت عدم عقب نشینی ایران می افزاید.
به طور خلاصه باید گفت بحران ایران در جهات کلیدی با عراق سال 2003 متفاوت است اما انگیزه فعلی برای جنگ تنها با تکیه بر تمایل غرب برای "تغییر رژیم" به سبک عراق قابل توضیح است.»
پیامدهای جنگ با ایران ویران کننده است
براساس گزارش گروه بین المللی بحران که در بیش از 70 کشور جهان در راستای تامین صلح، عدالت و حقوق بشر فعالیت دارد، دولت اوباما در حال حاضر گزینه های اندکی برای جلوگیری از افزایش درگیری ها با ایران دارد.
هافینگتون پست، در گزارشی که روز سه شنبه منتشر شد، گروه بین المللی بحران اعلام کرد در حالیکه به راه انداختن جنگ با ایران می تواند «پیامدهای ویرانگری» داشته باشد، جایگزین اصلی جنگ که تحریم های فلج کننده است، موفقیتی به دنبال نخواهد داشت و حتی روند اختلافات نظامی را نیز تسریع خواهد کرد.
رابرت مالی، مدیر برنامه خاورمیانه و شمال آفریقای گروه بحران می گوید: «اعمال تحریم ها از برخی جهات مصداق ضرب المثل "کار دنیا برعکس شده" بوده است زیرا تمام سیاست ها بر اساس این ایده که تحریم ها ایران را متقاعد به تغییر مسیر می کنند، بنا نهاده شدند. اگر تمام استدلال ما این است- و در حالیکه هیچ مدرکی دال بر تاثیرگذاری تحریم ها در حال حاضر یا در آینده وجود ندارد- پس شما در حال منزوی کردن خود هستید، زیرا در چنین شرایطی هیچ بحثی باقی نمی ماند.»
براساس گزارش گروه بین المللی بحران، «چه در مورد اعمال تحریم ها که تصور موفقیت آمیز بودنشان چندان آسان نیست، و چه در مورد اقدام نظامی که اندیشیدن به پیامدهایش وحشتناک است، هیچ انتخابی وجود ندارد. همه آنچه هست، یک شکست واقعی است.»
بنا بر این گزارش، ایران همواره تاکید داشته که برنامه هسته ای اش با اهداف کاملاً صلح آمیز اجرا می شود و این در حالی است که آژانس بین المللی انرژی اتمی در گزارش اخیر خود به نشانه هایی از افزایش غنی سازی اورانیوم از نوعی که می تواند منجر به تولید تسلیحات شود، اشاره کرده است.
اسرائیل عمیقاً نگران امکان دستیابی ایران به سلاح هسته ای است و تهدید کرده که برای جلوگیری از چنین امکانی دست به اقدامات نظامی می زند؛ اقدامی که مقامات آمریکایی مکرراً اعلام کرده اند از آن حمایت نمی کنند. این در حالی است که گزارش روز سه شنبه لس آنجلس تایمز حاکی از آن است که آمریکا هنوز باور ندارد که ایران تصمیمی برای ساخت سلاح هسته ای داشته باشد.
از سوی دیگر نایب رئیس سابق ستاد مشترک ارتش آمریکا در مرکز مطالعات استراتژیک بین المللی اعلام کرد اقدام نظامی برای جلوگیری از دستیابی به بمب -که آنها در موردش تصمیم گرفته اند- کاری غیرممکن خواهد بود. جیمز کارترایت، معاون ستاد مشترک ارتش آمریکا در مصاحبه با واشنگتن تایمز گفت: «اگر ایرانیان چنین هدفی داشته باشند، تمام سلاح های جهان نیز باعث تغییر اهداف شان نخواهد شد.»
تحلیل گران گروه بین المللی بحران در این باره می گویند اگر واقعاً امیدی به ممانعت از دستیابی ایران به سلاح هسته ای وجود دارد، تلاش مثبت برای ترغیب ایران به پیگیری برنامه هسته ای غیرنظامی، نه تهدید به اعمال تحریم های بیشتر، بهترین راه برای جلوگیری از بروز یک جنگ همه جانبه است.
مالی در ادامه می افزاید: «از دیدگاه آنها، هرچه تحریم های اعمال شده سختگیرانه تر شود، حکومت ایران بیشتر متقاعد می شود که هدف از تحریم ها سرنگون کردن آن است. و شاید با نگاهی به شرایط چند کشور همسایه بتوان دریافت که چرا آنها متقاعد می شوند که به سلاح هسته ای نیاز دارند.»
گزارش گروه بین المللی بحران به مطالعات موردی عراق، کره شمالی و لیبی اشاره دارد؛ کشورهایی که به نظر می رسد برخورداری از تسلیحات هسته ای عامل اصلی افتراق در مورد اینکه آیا غرب به این حکومت ها حمله می کند یا خیر بوده است. این گروه در گزارش خود به جای به کارگیری چنین روندی، پیشنهاد در پیش گرفتن رویه جدیدی از تعامل را مطرح می کند؛ رویه ای مشابه رویکرد اخیر ترکیه در قبال ایران که شامل برخی استراتژی ها از جمله کاهش تهدید تحریم ها و اذعان به اینکه برنامه هسته ای صلح آمیز حق ایران است می شود و مقامات آمریکا و اسرائیل مدت ها است که آن را رد می کنند.
این در حالی است که فاکس نیوز در گزارش تحلیلی با عنوان "حمله احتمالی اسرائیل به ایران، آمریکا را وارد جنگی جدید می کند"، می نویسد: «حمله پیشگیرانه اسرائیل به سایت های هسته ای ایران می تواند آمریکا را وارد یک جنگ خاورمیانه ای جدید کند؛ دورنمایی که پنتاگون خسته از جنگ، با نگرانی از بروز یک گرفتاری جدید، از آن وحشت دارد. این امر به معنای وارد کردن تمام قدرت نظامی آمریکا- از هواپیماها و کشتی های جنگنده تا نیروهای عملیات ویژه و حتی پیاده نظام هوابرد- به جنگ در یکی از بی ثبات ترین مناطق جهان است که نتایج آن به هیچ وجه قابل پیش بینی نیست.
در حال حاضر احتمال اقدام نظامی علیه ایران اندک است. به عقیده آمریکا و اکثر متحدان این کشور در سراسر جهان، دیپلماسی به همراه تحریم های اقتصادی سخت هنوز هم ارزش پیگیری را دارند چراکه دیگر گزینه ها – به راه انداختن جنگ یا دست روی دست گذاشتن و هیچ کاری نکردن- خطرات بیشتری را به همراه دارند.
با این حال مقامات اسرائیلی نگرانند که ایران به زودی وارد «منطقه امنیتی» می شود که بخشی از مواد هسته ای را به دور از قدرت هوایی اسرائیل قرار می دهد و در این صورت دیگر امکان متوقف کردن ایران وجود نخواهد داشت.»
برای دست یابی بهتر کاربران به سایتها و مطالب مفید .