فهرست موشک‌های هوابه‌سطح

موشک هوابه‌هوا

موشک هوابه‌هوا یا ای‌ای‌ام (AAM: Air to Air Missile) موشک هدایت‌شونده‌ای است که از یک هواپیما برای نابود کردن هواپیمای دیگر استفاده می‌شود.


هواپیمای اف-۱۴ تامکت متعلق به ناو آمریکایی وی اف-۱۰۳ جالی راجر در حال شلیک موشک فونیکس دور برد ایم-۵۴

استفاده از انواع راکت در زمان جنگ جهانی دوم بصورت همه‌گیر درآمد. به تدریج راکتها در هواپیماها هم استفاده شدند. اما از آنجا که این راکتها امکان تغییر مسیر پس از شلیک را نداشتند، فقط جهت انهدام اهداف زمینی از آنها استفاده می‌شد. اما به دلیل گستردگی زیاد نبردهای هوایی در جنگ جهانی دوم، کلیه ارتشهای درگیر به اهمیت استفاده از نوعی سلاح پیشرفته‌تر با قابلیت رهگیری اهداف هوایی پی‌بردند. پس از پایان جنگ بزرگ ایالات متحده در زمینه ساخت موشکهای هوا به هوا سرمایه‌گذاری زیادی کرد و اولین نسل این موشکها را تولید نمود. امروزه نیز به دلیل تولید گسترده این نوع موشک توسط ایالات متحده، موشکهای ساخت این کشور به عنوان استاندارد جهت کشورهای عضو ناتو و ارتشهای اروپایی و البته بسیاری دیگر از ارتشهای دنیا پذیرفته شده‌است.

این موشکها براساس نوع سیستم هدایت به دو گروه عمده راداری و حرارتی تقسیم بندی می‌شوند. در نوع راداری از امواج رادار و انعکاس از سمت هواپیمای هدف جهت ردیابی و تعقیب هدف استفاده می‌شود. اما در نوع حرارتی، گرمای گازهای خروجی از موتور هواپیمای هدف توسط یک حسگر فروسرخ رهگیری و موشک را تا برخورد به هدف هدایت می‌کند. در راستای انواع سازوکارهای هدایتی (راداری یا حرارتی) موشکهای متفاوتی در دنیا تولید شده است. اما معروفترین آنها که توسط ایالات متحده بطور گسترده تولید و مورد استفاده قرار گرفته است به شرح زیر می‌باشد:


موشک AIM7 Sparrow
این موشک اولین موشک هوا به هوای راداری ساخت ایالات متحده است که در جنگ ویتنام بطور گسترده توسط نیروی هوایی آمریکا و بر روی هواپیمای F-4 Phantom استفاده شد. این موشک نقش بسزایی در برتری هوایی ایالات متحده در جنگ ویتنام داشت. برد عملیاتی این موشک تا 40 مایل می باشد. اما نسلهای اولیه آن مانند AIM7B تنها از فاصله 15 تا 20 مایلی از دقت قابل قبولی برخوردار بودند. مشکل اساسی این نوع موشک نداشتن سامانه رادار مختص خود موشک می‌باشد. از این رو موشک جهت رهگیری و تعقیب هدف از رادار هواپیمای شلیک کننده استفاده می‌کند. به این ترتیب که ابتدا خلبان توسط رادار خود هدف را شناسایی و رادار هواپیما را به اصطلاح روی هدف قفل (Lock) می‌کند. چنانچه تمام شرایط شلیک فراهم باشد، خلبان موشک را رها می‌کند. از این پس حسگر موجود در سر موشک امواج رادار منعکس شده هواپیمای مادر از سمت هدف را تعقیب می‌کند. به همین دلیل خلبان ناگزیر است تا زمان برخورد موشک به هدف، هواپیمای هدف را تعقیب نموده و رادار خود را نیز بر روی آن قفل نگه دارد. از آنجا که رادار به منزله چشم خلبان در آسمان می‌باشد، خلبان در مدت حرکت موشک تا برخورد تقریبا کور بوده و حتی نمی‌تواند از مانورهای فرار استفاده کند. از این رو این موشکها در عین دقت و کاربرد بسیار، تا حدودی خطرناک نیز هستند. با این وجود این موشکها همچنان توسط ایالات متحده تولید و استفاده می‌شود. آخرین نسل این موشک AIM7-F می‌باشد که در جنگهای اخیر آمرکا در عراق و افغانستان بطور گسترده استفاده شد.

 

موشک AIM9 Sidewinder
این موشک در واقع اولین نوع موشک هوا به هوای ساخته شده توسط ایالات متحده است. از آنجا که استفاده از رادار درون هواپیما هنوز اجرایی نشده بود، راهکاری که جهت رهگیری و تعقیب اهداف هوایی در این موشک استفاده شد؛ اختلاف دمای بسیار زیاد گازهای خروجی از موتور هواپیما و محیط اطراف بود. به این ترتیب که یک حسگر حرارتی که در واقع یک دوربین فروسرخ میباشد در سر موشک نصب شده که دایما در حال تصویربرداری می‌باشد. به دلیل اختلاف دمای زیاد گازهای خروجی از موتور هواپیماها و محیط اطراف، موقعیت هواپیما بصورت یک توده بسیار روشن در تصاویر این حسگر مشخص است که همین توده روشن به عنوان هدف مورد تعقیب موشک قرار می‌گیرد.از آنجا که این موشک هیچ نوع وابستگی به رادار ندارد، پس از شلیک کاملا مستقل عمل نموده و به اصطلاح Fire and Forget می‌باشد. به این ترتیب خلبان پس از شلیک صحیح موشک می‌تواند تغییر مسیر داده و حتی منطقه را ترک کند. نسلهای اولیه این موشک برد عملیاتی حدود 3 مایل (در بهترین شرایط 5 مایل) داشتند. اما مدلهای بهینه سازی شده مانند AIM9-X که در جنگنده پیشرفته F22-Raptor هم استفاده می‌شود تا 15 مایل برد عملیاتی دارند.


موشک AIM120 Amraam
این موشک مدل پیشرفته‌تر موشک AIM7 می‌باشد. با پیشرفت تکنولوژی، امکان نصب یک سامانه رادار کامل در یک موشک هوا به هوا ایجاد شد. به این ترتیب این نسل از موشکها دارای یک سامانه راداری کامل و مستقل است. این سامانه پیش از شلیک موشک اطلاعات مربوط به هدف را از رادار هواپیما دریافت می‌کند و هدف را مشخص می‌نماید. بلافاصله پس از شلیک رادار داخلی موشک فعال شده و هدف مشخص شده را بصورت مستقل رهگیری و تعقیب می‌نماید. به این ترتیب مزیت اصلی این موشک قابلیت Fire and Forget بودن آن است. برد عملیاتی این موشک نیز مانند نسل قبلی خود 40 مایل است. اما در مسافتهای بیش از 27مایل از دقت کافی برخوردار نیست.

 

موشک AIM54 Phoenix
شاید بتوان این موشک را به عنوان بهترین موشک هوا به هوای ساخته شده در دنیا معرفی کرد که با نصب بر روی جنگنده F-14؛ این هواپیما را به یکی از اسطوره‌‎های نبرد هوایی مبدل کرده است. این موشک از نظر ساز و کار تفاوتی با موشک AIM120 ندارد. اما رادار بسیار قویتر با برد 120 مایل و قابلیت هدفگیری و شلیک از فاصله 60 مایلی و البته با دقت برخورد به هدف باورنکردنی 98 درصد، این موشک را به کابوسی برای هواپیماهای در حال جنگ با نیروی دریایی آمریکا و یا ایران بدل کرده است. علاوه بر مشخصات باورنکردنی موشک فونیکس، قابلیت منحصر به فرد هواپیمای اف-14 در هدفگیری و شلیک 6 موشک همزمان به 6 هدف هوایی متفاوت که در هیچ جنگنده دیگری وجو ندارد نیز باعث شده تا این هواپیما به همراه موشک فونیکس به عنوان سلاح برتر هوایی و یا Top Gun شناخته شود. البته متاسفانه ایالات متحده از سال 2007 هواپیماهای اف-14 خود را از رده خارج ساخته و هم اکنون تنها کشور دارنده این هواپیما در دنیا ایران است. از طرفی تولید موشک فونیکس نیز متوقف گردیده و عملا نیروی هوایی ایران با کمبود این موشک مواجه است.


موشک سجیل
در سال 1364 شمسی و در بحران جنگ ایران و عراق، کشور ایران به دلیل کمبود موشک‌های فونیکس قادر به مقابله با هواپیما‌های عراقی نبود و از هواپیماهای اف 14 تنها به عنوان رادار پرنده استفاده می‌شد، جهت برطرف شدن این نقص پروژه‌ای در معاونت جهاد خوکفایی نیروی هوایی ارتش جمهوری اسلامی ایران تحت عنوان پروژه سجیل تعریف شد که منظور از این پروژه تبدیل موشک زمین به هوای هاوک به موشک هوا به هوا و سازگار نمودن آن با رادار هواپیمای اف 14 بود که این پروژه در آبان ماه 1365 به نتیجه رسید و تست پرواز آزمایشی موشک سجیل اولین بار توسط سرهنگ خلبان فریدون -علی مازندرانی و سرهنگ محمد عقبایی کابین عقب ایشان انجام شده است . ضمنا برای اولین بار در منطقه هوایی بوشهر شلیک موشک سجیل توسط سرهنگ خلبان فریدون علی مازندرانی و کابین عقبی سرهنگ ابراهیم انصارین با موفقیت به سمت هواپیمای عراقی صورت پذیرفت. شلیک بعدی موشک سجیل در عملیات جنگی توسط سرهنگ خلبان اسدا... عادلی در منطقه کرمانشاه صورت پذیرفت

 

اژدر
اَژدَر یک سلاح انفجاری پرتابی است که از دریا و در درون آب پرتاب می‌شود.

اژدر پرتابه‌ای خود-پیشران است که از رو یا زیر سطح آب پرتاب می‌شود و در درون آب حرکت کرده نزدیک به هدف یا پس از برخورد با آن منفجر می‌شود.بر خلاف کشتی‏های بزرگ، قایق‏ها، زیردریایی‏ها و هواپیماها توانایی حمل توپ‏های بزرگ را ندارند‏. بنابراین سلاحی کوچکتر و کارا طراحی شد تااین جنگ‏افزارها بتوانند بدون نیاز به حمل توپ‏های سنگین به کشتی‏های بزرگتر آسیب رسانده و آنها را نابود کنند.

به ناوچه‌هایی که بر عرشهٔ خود اژدر دارند ناوچه اژدرافکن گفته می‌شود. اژدرها از درون لوله‌ای به نام اژدرانداز پرتاب می‌شوند و هدف از پرتاب آن‌ها معمولاً نابودی زیردریایی‌ها است.

موشک برش خورده


ساخت این نوع موشک به قرن‏ها قبل بر می‏گردد. در سال ۱۲۷۵ یک مهندس سوریه‏ای به نام حسن الرماه به توصیف انواع مواد قابل اشتعال و انفجار پرداخته بود، اژدر را این‏چنین توصیف کرده بود:

« تخم‏مرغی که خودش حرکت می‏کند و سپس آتش می‏گیرد.  »

هم‏چنین در این متن به حرکت این وسیله بر روی آب اشاره شده بود.

پیشینه‏ی استفاده از این موشک‏ها(به معنای امروزی خود) به حوالی ۱۸۶۰ میلادی باز می‏گردد.
در ۱۷ فوریه‏ی سال ۱۸۶۴ برای اولین بار یک زیردریایی به نام ح.ل هانلی توانست با پرتاب یک اژدر به طور موفقیت‏آمیز کشتی یو.اس.اس هاوساتونیک را غرق کند .

تکنولوژی ساخت اژدرها به دوران قبل از جنگ جهانی دوم برمی‌گردد. اولین اژدر توسط یک انگلیسی به نام وایت‌هد در سال ۱۸۶۶ ساخته شد. که با هوای‌فشرده کار می‌کرد و مشخصه‌های اصلی آن بسیار ابتدایی بود. در زیر برخی از این ویژگی‌ها یاد شده‌است:

 

طول : ۴ متر.
سیستم رانش : موتور هوای فشرده با تک پروانه.
قطر :۳۶ سانتی متر
کنترل عمق : شیر هیدرواستاتیکی
وزن : ۱۳۵ کیلو گرم
کنترل سمت : ندارد
سرعت : ۶ گره
برد : ۲۰۰ متر الی۶۵۰ متر
که البته این مشخصات در برابر پیشرفت‌های امروزی اژدرها ناچیز است.

 


اژدرها در قرن بیستم
اژدر تایپ ۹۳ ژاپنی، نخستین اژدر موفق ژاپنی.استفاده از اژدر در قرن بیستم به تدریج رایج شد. در جنگ جهانی اول، آلمان از این سلاح برای تغریق کشتی‏های حامل تدارکات انگلیسی استفاده کرد. در سال ۱۹۳۳ ژاپن برای اولین بار توانست اژدری کاملاً کارا را بسازد که به جای هوای فشرده به عنوان سوخت از اکسیژن خالص فشرده استفاده می کرد. این اژدر تا سال ۱۹۴۵ در نیروی دریایی ژاپن بود.

 

انواع سامانه‏های پیشرانه
سامانه‏های سوخت‏ رسانی در یک اژدر عبارتند از:هوای فشرده، گرمایی، اکسیژن خالص، سیمی، با چرخ طیاره، با باطری، مشابه موشک عادی و با توربین گازی .

 


اژدر تایپ ۹۳ ژاپنی، نخستین اژدر موفق ژاپنی

 

انواع سامانه‏های هدایت
سامانه‏های هدایت در یک اژدر عبارتند از:رادیویی، سیمی و خود هدایت شونده. ممکن است یک اژدر از هیچکدام از سامانه‏های هدایتی استفاده نکند.


انواع سامانه‏های پرتابه
یک اژدر را می‏توان از یک کشتی، قایق، هواپیما یا یک زیردریایی پرتاب کرد .

 

اژدر مارک ۵۰
یکی از اژدرهای معروف Mark-50 نام دارد: اژدر Mark-50، اژدر سبک و پیشرفته ایالات متحده می‌باشد و علیه زیردریایی‌های سریع که در اعماق زیاد دریاها حرکت می کنند استفاده می شود. Mark-50 می تواند توسط تمامی هواگردهای ASW و یا تیوب‌های اژدر روی رزمناوها پرتاب شود. قرار بود که Mark-50 به عنوان اژدری سبک و سریع جایگزین Mark-46 شود.اما در نهایت Mark-54 LHT به عنوان جایگزین Mark-46 انتخاب شد.

انرژی شیمیایی مورد نیاز برای سیستم متحرکه این اژدر (SCEPS) در نتیجه اسپری گاز سولفور هگزا فلوراید موجود در یک مخزن کوچک بر روی لیتیم جامد ایجاد می شود. این عمل گرمای زیادی تولید می‌کند که برای ایجاد بخار از آب دریا استفاده می شود. بخار ایجاد شده سبب گردش دورانی اژدر و افزایش قدرت پمپ موتور آن می شود.


اژدر سبک Mark-50
سازنده: Alliant Techsystems, Westinghouse
طول:2.28 متر
وزن:340 کیلوگرم
قطر:324 م
م
سرعت:
40 گره
سر جنگی: تقریباً 45کیلوگرم.

 

امروزه تعداد متنوعي از موشک ها موجود است و اغلب آنها اختلاف عمده‌ اي باهم دارند. با اين وصف ، موشک ها در قسمتهاي اصلي تشکيل دهنده  (MAJOR COMPONENT) شبيه به هم هستند.

 هر موشک از چهار قسمت اصلي به نام سازه (AIRFAME) ،سيستم هدايت موشک (GUIDANCE SYSTEM) ،کلاهک يا سرجنگي (WarHead) ، بخش پيشران Prou plision unit) يا موتور که نيروي لازم را براي هدايت موشک به جلو و سمت هدف تامين مي ‌نمايد، تشکيل شده است. 


الف - بدنه
قطعات بدنه موشک شامل اسکلت که الحاق کننده يا محافظ و نگهدارنده ساير قسمت هاي موشک مي‌ باشد و در واقع اتصال قسمت هاي مختلف موشک و استواري آن در حين پرواز در هوا به اين قسمت متکي است. شاسي ، خود از بخش هاي ديگر به نام بدنه اصلي موشک (Missils Main Body) با بال ها و بالچه‌ ها به طوري که در شکل زير ديده مي شود، تشکيل يافته است.


سيستم هدايت ، موشک را به سوي هدف يا محوطه آن سوق مي ‌دهد. وقتي موشک به شعاع مشخصي از هدف رسيد، سرجنگي که قسمتي از موشک و حاوي مقدار مشخصي از مواد منفجره مي ‌باشد ، منفجر و باعث انهدام و صدمه زدن به هدف مي ‌شود.

بدنه اصلي موشک معمولا به شکل لوله از جنس محکم و از فلز سبک مانند(آلومينيوم با ديگر فلزات) که در مقابل درجه حرارت زياد و فشارهاي بالا(FORCE OF THE AIRPRESSURE)- که در حين پرواز در هوا به موشک وارد مي‌ شود- مقاوم باشد، ساخته مي ‌شود.

1- الف - بال هاي (Wings)
بال ها در اطراف و بيرون بدنه اصلي قرار گرفته ‌اند و نيروي اصلي (MAN LIFT) را جهت بلند نمودن موشک که پشتيبان نيروي موتور جهت پرواز در هواست تامين مي نمايد. لبه جلويي بال ها به لبه مقاوم ، (LEADING EDGE)، لبه عقبي آن به لبه فرار (Trailing EDGE) و بالايي آن تيپ (TIP) گفته مي ‌شود. 

2- الف-  بالک ها(FINS)
بالک ها کوچکتر از بال ها بوده و بطور معمول در قسمت عقب موشک قرار مي ‌گيرند، ولي در بعضي از موشک ها در قسمت جلو بدنه طراحي شده است. هدف از به کارگيري بالک ، متعادل نگهداشتن موشک و تامين پايداري آن (انطباق محور موشک با زاويه حرکت) ، در مسير پرواز مي‌ باشد؛ به همين علت به بالک ها ، تثبيت کننده (STABILIZER) نيز اطلاق مي‌شود.  بر اين اساس بالک هايي که به نگهداري موشک در جهت عمودي (بالا و پايين) کمک مي نمايد، متعادل کننده عمودي (VERTICAL STABILIZER) و بالک هايي که موقعيت موشک را نسبت به سطح افق تثبيت مي کنند، تثبيت کنده يا متعادل کننده افقي (HORIZONTAL STABILIZER) گفته مي شود.

جريان هوا با عبور از محيط و اطراف بال ها، نيروي بلند شدن (LIFT) موشک را بوجود مي آورد. اين جريان از کنار و بالاي ساير قسمت ها موشک نيز عبور مي نمايد. قسمت هايي از بدنه (بال ها، بالک ها) که هوا از محيط اطراف آنها جاري مي شود، قشر با لايه فرا گير و يا سطح تماس هوا با موشک (AIRFOIL) ناميده مي شود. از اين نظر بال ها و بالک ها اهميت زيادي دارند. حاصل تماس و جاري شدن هوا از بال، توليد نيروي بلند شدن يا خيزش موشک و نتيجه عبور آن از بالک، متعادل نگهداشتن آن در هوا مي باشد و از اين نظر بال ها و بالک ها کنترل سطحي ((CONTROL SURFACE ناميده مي شوند.

غالباً لغت کنترل سطحي، به معني کنترل هاي اوليه به کار مي رود. کنترل هاي اوليه، سطوح متحرکي هستند که به بال و بالک هاي موشک وصل شده اند. اين کنترل ها (اوليه) در هدايت و تغيير مسير موشک در حال حرکت دخالت دارند. کنترل هاي اوليه  به طور لولايي به بال ها و بالک ها متصل است. به طوري که حرکت موشک را به سمت بالا و پايين امکان پذير مي سازد. نحوه الحاق و قرار گرفتن اين سطوح، نظير اتصال در به لولا به نحوي است که با اين اتصال مکانيکي چرخش در را به حول آن تامين مي نمايد. کنترل هاي اوليه يا ابتدايي (PRIMARY CONTOROL) متصل به لبه عقبي بال، شهپر(AILERON) و از آن بالک ها آنهايي که در تعادل افقي موشک موثرند، بالا بر (ELEVATOR) و قسمتي که در تعادل يا تثبيت عمودي موشک به کار مي رود، سکان (rRUDDER) ناميده مي شود.

ب- حرکات سطوح کنترل متحرک
محرکه های کنترل سطوح در هواپیما یا موشک بر چرخش و حرکت آن ها حول محورهای مربوطه (محور طولی، عرضی، عمودی موشک) به کار می رود. بالابرها (ELEVETOR) وظیفه تامین کنترل موشک در حال حرکت را به طرف بالا و پایین به عهده دارند. بر این اساس، چنانچه حرکت بالابرها، طوری باشد که دماغه  موشک به طرف بالا کشیده شود، ارتفاع موشک زیاد می شود، چنانچه حرکت بالابرها طوری باشد که نوک موشک به طرف پایین متمایل شود موشک ارتفاع خود را کم می نماید.

شهپرها (AILETONS) چرخش موشک را حول محور طولی آن (ROLL) تامین می نماید. اگر شهپر چپ به طرف بالا و شهپر راست به طرف پایین حرکت کند، موشک به طرف راست خواهد چرخید و برعکس، اگر شهیر چپ به طرف پایین و شهپر راست به طرف بالا حرکت کند، موشک به سمت چپ چرخش می نماید. شهپرها و سکان ها در حالت به کارگیری مشترک باعث انحراف موشک (نسبت به مسیر مربوطه) به چپ و راست می شود. چرخش موشک در حال حرکت مشابه چرخش یا دور زدن راننده دوچرخه یا موتور در حالت طی مسیر مربوطه است. برای توجیه بیشتر این حرکات توسط شهپرها، بالابرها و سکان به (شکلهای زیر) توجه شود.


ج- موشک های بدون بال و بالک
این گونه موشک ها فاقد کنترل های اولیه (بال، بالک ها) می باشند و از انحراف نیروی تر است حاصله از موتور با استفاده از راکت های فرعی دیگری که در اطراف بدنه ساخته شده و به وسیله منافذ کوچکی به بیرون مرتبط می باشند، جهت کنترل و تغییر مسیر استفاده می نمایند. به طور معمول سیستم های کنترلی موشک های بالستیکی از این نوع می باشند.

د- انواع مختلف بدنه موشک های معمولی
مطالب و تصاویری که در قسمت های قبل بیان شد مربوط به موشک معمولی بود و موشکی که تشریح شد، ساختمانی مشابه هواپیما دارد. در هر حال باید توجه نمود که موشک ها دارای ساختمان خیلی متفاوتی می باشند و مشکل است بتوان انتخاب نمود که یک موشک یا ساختمان عادی و معمولی چگونه است. موشک های دفاع هوایی که برای درگیر شدن و انهدام هواپیمای دشمن به کار می روند، باید قادر باشند با سرعت زیادی پرواز کرده تا به هواپیما برسند و درگیر شوند مانند مثال های زیر:

1- موشک تالوس: این موشک دارای 4 بال است که به صورت ضربدر (×) در قسمت جلو قرار گرفته اند. لبه بالایی بال ها به سمت کناره عقبی، دارای بریدگی و زاویه ای شکل ساخته شده است. علاوه بر آن تالوس دارای چهار متعادل کننده به شکل مستطیل و چهار ضلعی می باشد که در عقب آن قرار دارد.

2- موشک هاگ: شکل متفاوتی دارد. بال ها در این موشک نیز به صورت ضربدر قرار گرفته اند. شکل بال ها مثلثی بوده و تا عقب موشک امتداد دارند. موشک هاگ فاقد متعادل کننده (RUDDER) و (ELEVATOR) است و بال های این نوع موشک را دلتا می گویند.

3- موشک چاپارل: حالت فوق العاده غیر معمول دارد. در این موشک بال ها در عقب (TAIL) و متعادل کننده ها(FIN) در قسمت نوک (NOSE) قرار گرفته اند. متعادل کننده ها بر روی بال ها و انتهای آن قرار گرفته و ساختمان عمومی این نوع بال ها (CANARD) گفته می شود.


به عبارتی لایه های فراگیر، شکل های (FORM SHAFE) گوناگونی دارند و در محل های مختلفی از سطوح موشک قرار می گیرند. بهترین روش مشخص نمودن موقعیت لایه های فوق، توجه به وظایفی است که باید انجام دهند. یا در نظر گرفتن اینکه می دانیم سطوح هواگیر امکان بلند شدن موشک را فراهم نموده و برای کمک به پرواز آن طراحی شده اند. بدون توجه به محل قرار گرفتن آنها (جلو، عقب، قسمت وسط موشک) باید نسبت به شناسایی بال، بالک و سایر بخش های سطوح کنترل اقدام شود.

4- بدنه موشک زمین به زمین ژوپیتر: فاقد سطوح کنترل از نوع بال، بالک، بالابر و سکان می باشد. نحوه کنترل و تغییر مسیر این گونه موشک که به طور عمده از نوع تا کتیکی می باشد، با استفاده از نیروی تراست حاصله از موتورهای اصلی و یا موتورهای فرعی دیگری که قبلاً در بدنه تعبیه شده است، انجام می گیرد.

 

ویژگی های ساختمان موشک
خصوصیات کلی ساختمان موشک اطلاعات زیادی را برای ما در مورد موشک مشخص می نماید. موشک های دارای متعادل کننده موشک هایی هستند مشابه هواپیما که برای حرکت در اتمسفر طراحی شده و به عنوان یک قانون کلی، موشک با بال های کوچک و متعادل کننده برای سرعت های فوق العاده و زیاد ساخته شده اند. موشک های با هدف سرعت، با بدنه بلند و باریک با سطوح فراگیر هوایی (AIRFOIL) کم طراحی می شود تا کمتر با مقاومت هوا در حین  پرواز مواجه شوند.

موشک ها کوتاه با قطر زیاد با بال ها و بالک های بزرگ با سرعت کمتری عمل می نمایند. موشک هایی که دارای کنترل های اولیه، شهپرها، بالابرها و سکان ها (AILERON ELEVATOR.RUDDER.ELEVONS) می باشند به سادگی قابل تشخیص اند، که هدایت شونده هستند و به منظور عملیات کنترلی برای تغییر مسیر موشک در حین پرواز می باشند. موشک های کوچک با بال و بالک های ثابت و فاقد سطوح کنترل اولیه  را موشک غیر هدایت شونده یا راکت گویند، که مسیر بالستیکی را می پیمایند و سرانجام موشک های عظیم و بدون بال و سطوح کنترل اولیه، به وسیله موتور و یا راکت موتور و یا راکت موتور کنترل می شوند. این موشک ها به طور معمول برای پرواز در بالای جو طراحی و ساخته شده اند.

مشترکات موشک و هواپیما
هدف از کاربرد اصطلاح هواپیمای بدون سرنشین (UNMANNED AIRCRAFT) یا بدون خلبان (PIOLT- LESS- ALRCRAFT) برای موشک به این دلیل است که این دو وسیله از بسیاری از جهات شبیه به هم می باشد. هر دو وسیله در هوا حرکت کرده و در ارتفاعات مختلف عملیات خود را انجام می دهند. از آنجا که توسعه و نامگذاری قطعات مختلف هواپیما سال ها قبل از موشک بوده لذا بعد از توسعه موشک، اصطلاحات مربوط به بخش های مختلف هواپیما و قطعات آن برای موشک نیز استفاده شده است. در شکل (a) یک هواپیمای معمولی و شکل (b) موشکی را که بیشتر به عنوان الگو در این کتاب استفاده شده، ملاحظه می نمایید. برابر آنچه در زیر نامگذاری شده، قسمت جلویی موشک یا هواپیما، نوک (NOSE) و قسمت عقبی آنها، دم (TAIL) نامیده می شود و اصطلاحات مربوط به سطوح کنترل ثابت و متغیر، نظیر بال ها، بالچه ها، سکان ها و تثبیت کننده های افقی و عمودی نیز به عینه در هر دو یکسان می باشد. اصطلاح بدنه اصلی موشک (MISSLE MAIN BODY درست معادل اصطلاح بدنه هواپیما AIRCRAFT-BODY) است.


چگونگی به کارگیری اصطلاحات مشترک در هواپیما و موشک با توضیحات فوق به سادگی قابل درک است. اضافه بر این به طوری که در شکل (a ) ملاحظه می شود نحوه قرار گرفتن و الحاق قطعات پیش گفته و شکل عمومی آنها نیز یکسان می باشند. موشک و هواپیمایی که در شکل  ترسیم شده است از نوع عادی و عمومی است، علی هذا تشخیص جدا سازی بخش های مختلف و طبقه بندی آنها (موشک و هواپیما) با توجه به مشترکات پیش گفته به شرحی که بیان می شود به سادگی میسر است.

ترکیب بال و بدنه
یکی از اصول نامگذاری، گروه بندی و تشریح موشک، شکل و ترکیب استقرار بال ها، نسبت به بدنه می باشد. بر این اساس، موشکی که در شکل زیر ملاحظه می شود به علت اینکه بال ها در وسط بدنه اصلی قرار گرفته، موشک بال در وسط، یا میان بال (MID WING) نامیده می شود. همچنین با توجه به شکل عمومی قسمت عقبه، استقرار عمودی تثبیت کننده افقی و عمودی، نسبت به هم و محورهای موشک، آن را صلیبی (CRUCIFORM) می نامند.

شکل بعد صور مختلف طراحی و استقرار تک بال معمولی (MONO WING) را نشان می دهد. به کارگیری اصطلاحات بال پایین یا بال در زیر (LOW WING) میان بال (MID WING) و سرانجام بال چتری (PARASOL) یکی دیگر از اصولی است که با توجه به قرار گرفتن بال نسبت به بدنه در طبقه بندی موشک به کار می رود. لازم به ذکر است اصطلاح صلیبی به نحوه یا ترکیب یا ترتیب قرار گرفتن تثبیت کننده های عمودی و بال نیز اطلاق می شود. شکل استقرار تثبیت کننده های عمودی و افقی به صورت معمولی گفته می شود؛ این قطعات که در تثبیت افقی و عمودی هواپیما دخالت دارند در قسمت عقب هواپیما قرار گرفته اند. تشخیص بال و بالک در موشک از نظر قرار گرفتن آنها در بدنه مشکل است، لذا برای شناسایی آنها به وظایفی که در پرواز انجام می دهند، باید توجه شود.


عقبه یا بخش بالک ها
پاره ای از شکل های بسیار معمولی بالک ها در شکل زیر ترسیم گردیده است. نوعی از موشک یا هواپیما که برابر طراحی، فرم استقرار بالک  آنها به شکل حرف لاتین «H» است (H-TYPE) دارای دو پایدار یا تثبیت کننده متحرک عمودی است که در انتهای تثبیت کننده های ثابت افقی قرار گرفته اند. عقبه V شکل (V-TAIL) اغلب دارای سکان (RUDDER WATER) یا بخش کنترل های دو گانه در هر بخش و شاخه است، عقبه با شکل عمودی (VERTICAL) دارای دو پایدارکننده عمودی بوده و فاقد پایدار کننده از نوع افقی است و موقعی از این فرم استفاده می شود که شکل بال ها به صورت دلنا باشد.



بالک های 120 درجه (120 FIN) دارای سه بالک می باشند، با فاصله زاویه ای 120 درجه از همدیگر در روی بدنه قرار دارند. بالک های صلیبی به صورت زاویه 90 درجه در روی بدنه قرار دارند. این بالک ها نوعی دیگری از ترتیب قرار گرفتن بالک ها را تشکیل می دهند.

اشکال ترکیبی
در این نوع بررسی استقرار ساختمانی بال ها و بالک ها روی بدنه به صورت ترکیبی در نظر گرفته می شود. شکل زیر دو نوع از این سیستم را نشان می دهد در شکل (c) بال ها و بالک ها به طور یک نواخت و در امتداد هم قرار گرفته  اند که به نوع در خط (IN LINE) معروف می باشد. به طوری که در شکل ملاحظه  می شود، بالک ها و بالک نسبت به هم و محور موشک در زاویه ای مساوی قرار دارند.


در شکل (d) نوع پنجه ای (INTEDIGITAL) در استقرار بال و بالک نمایش داده شده است. به طوری که در شکل ملاحظه می شود هر بال و بالک به فاصله زاویه 45 درجه از همدیگر قرار گرفته اند.

با توضیحات فوق  مشخص می شود بیشتر اصطلاحاتی که برای بیان قطعات و شکل عمومی موشک به کار می رود، آنهایی است که برای هواپیما استفاده می شود.

 

 


منبع : جمع آوری شده از سایت های گوناگون از جمله  تبیان  ویکی پدیا و . . .


مطالب قدیمی وبلاگ