دکترین نظامی در اسلام 2

در قاموس اسلام، برتري و فضيلت جهاد و قيام در راه خدا به گونه اي است كه حتي دوري كنندگان از آن با بي اعتقادي به توحيد و معاد مقايسه شده اند و مسلماً فرد مسلماني كه بي اعتقاد به خدا و روز قيامت باشد، ديگر هيچ ترديدي وجود نخواهد داشت كه در لحظه حساس و در صورت نياز به دفاع از کیان اسلامی نتوان به اراده وی جهت شركت در جهاد اطمينان داشت.
4 - 3) اصل كمال رزم
جنگ، قيام و مبارزه نه تنها يك ضرورت براي دفاع از فرد و جامعه و حقوق آنها و امری مقدس و عبادتی برتر است، بلكه خود في نفسه كمال والايي محسوب مي شود. همان گونه كه ترك مبارزه يا ترس از جهاد خود نقصي بزرگ به شمار مي رود. آرام نگرفتن و كوشش و رزم و مبارزه وقتي براي دفع ظلم و ستم و براي دفاع و با نيت خدايي باشد كمال والايي به محسوب می گردد.
همین کمال محوری جنگ و مبارزه در دین مبین اسلام است که خداوند در آیه 111 سوره توبه آن را «فوز عظيم» دانسته است و می فرماید:
«اِنَّ ا... اَشتَري مِنَ المُومِنيِنَ اَنفُسَهُم وَ اَموالَهُم ِباَنَّ لَهُم الجَنَّة يُقاتِلونَ فِي السَبِيلِ الله... ذالِكَ هُوَ الفَوُز العَظِيم»
«خدا جان و مال اهل ايمان را كه در راه خدا جهاد مي كنند به بهاي بهشت خريداري كرده... اين معاهده با خدا به حقيقت سعادت و فيروزي بزرگي است»
و يا این که در جاي ديگري خدواند در آيه 190 سوره بقره مي فرمايد:
«وَ قَاتِلوا فِي سَبيِلِ ا.. الذَّينَ يُقَاتِلونَكُم وَ لاَ تَعتَدُوا اِنَّ ا... لاَ يُحِبُّ المُعتَدِين»
«در راه خدا با آنان كه به جنگ و دشمني شما برخيزند جهاد كنيد ليكن ستمكار نباشيد كه خدا ستمگر را دوست ندارد»
اهمیت و جایگاه مبارزه و جهاد در راه خدا به گونه ای است که امام علي (ع) نیز آن را عزّت اسلام دانسته و می فرماید: «و عزا للاسلام».(33)
و يا اين كه در جاي ديگري ايشان در باب اهميت و جايگاه جهاد مي فرمايند:
«جهاد، لباس تقوا و زره محكم و سپر مطمئن خداست، كسي كه جهاد را ناخوشايند داشته و [آن را] ترك كند، خدا لباس ذلت و خواري بر او مي پوشاند و دچار بلا و مصيبت مي شود و ذليل مي گردد، دل او در پرده گمراهي مانده و حق از او روي مي گرداند، به جهت ترك جهاد به خواري محكوم و از عدالت محروم است...»(34)
حضرت امام خميني(ره) نيز در اين باره مي فرمايد: «آن مذهبي كه جنگ در آن نيست ناقص است».(35)
و به بيان شهيد بهشتي:
«اگر انسان در راه خدا غضب كند و غضبش في ا... و لِله باشد، اين كمال است. اگر انسان در راه دفاع از حقوقش غضبناك و خشمگين شود باز هم كمال است.»(36)

5 - 3) اصل فضيلت جهاد در راه خدا
همان طور كه گذشت، در قرآن جنگ عليه كفار ستيزه جو، ناهنجاري هاي خصومت بار اجتماعي و بشري و علیه ظلم و ستم، فساد و بي عدالتي و براي تحقق عدل و داد و توحيد و حقوق انساني در جهان وظيفه اي مقدس و بس والا معرفي شده و بر همين اساس براي آن اجر والايي نيز در نظر گرفته شده است، به گونه اي كه اجري عظيم به فرد پذيرنده و اجرا كننده آن تعلق مي گيرد. همان گونه خداوند در آیه 74 سوره نساء مي فرماید: «... فَسوفَ نُؤتِيهِ اَجراً عَظِيماً» «... او را (در بهشت ابدي) اجري عظيم دهيم»
در کنار این تأکید، در آیه 95 سوره نساء نيز در بيان برتري کسانی که وارد جهاد شده اند نسبت به كساني كه از جهاد در راه خدا اجتناب نموده و سكوت و نشستن را پيشه خود ساخته اند مي فرماي:د «... فَضَّلَ ا... المُجاهِديَن عَلَي القاعِدينَ اَجراً عَظِيماً»
«... مجاهدين را بر بازنشستگان ما اجر و ثوابي بزرگ برتري داده است».
رسول خدا (ص) نيز در اين باره مي فرمايد:
«مَا مَن قَطرَة اَحب الی ا... عَزو جَل مِن قَطرَة دَم فِی سَبِیل ا...»(37)
«هيچ چيزی نزد خداوند عزيزتر از قطره خون شهيد در راه خدا نيست...».
بدين ترتيب، نه تنها پيامبر بر اصل برتري و افضل بودن جهاد و جانبازي در راه خدا تأكيد مي نمايند، بلكه به طور غير مستقيم متخلفان از جهاد را نيز مورد نكوهش شديد خود قرار مي دهد تا مسلمانان در هر مقطع از زمان تكليف خود را نسبت به اين اصل بدانند و بر آن پايبند باشند. پس در قاموس اسلام، برتري و فضيلت جهاد و قيام در راه خدا به گونه اي است كه حتي دوري كنندگان از آن با بي اعتقادي به توحيد و معاد مقايسه شده اند و مسلماً فرد مسلماني كه بي اعتقاد به خدا و روز قيامت باشد، ديگر هيچ ترديدي وجود نخواهد داشت كه در لحظه حساس و در صورت نياز به دفاع از کیان اسلامی نتوان به اراده وی جهت شركت در جهاد اطمينان داشت.
6 - 3) اصل بسيج رزمي و تدارك تسليحات و مهمات
كوشش و تلاش در زمان صلح جهت کسب آمادگي و مجهز بودن براي زمان جنگ در قالب آمادگي، آموزش رزمي، بسيج رزمي، افزايش توليد و آموزش مهمات و تسليحات از موضوعات اساسي در حوزه امور نظامي در اسلام است. همچنين اين آمادگي و تجهيز شدن در جهت رعايت اصل بازدارندگي و ايجاد رعب و ترس در دل دشمنان به گونه اي كه جرأت حمله و تجاوز به سرحدات سرزمين اسلامي (دارالاسلام) را نداشته باشند، مورد توجه اکید اسلام است. با توجه به گستردگی و اهمیت این مسئله در دفاع، در اين خصوص اسلام بر چند اصل توجه خاصي روا داشته كه عبارتند از:
(1) آمادگي و بسیج رزمی
از جمله وظايف اوليه جامعه اسلامي اين است كه آمادگي رزمي و دفاعي لازم در همه شرايط براي مقابله با دشمن را داشته باشد. اين آمادگي پيش از هر چيز شامل آمادگي انساني و تسليحاتي مي گردد، همان گونه كه اسلام آمادگي روحي و رواني را همراه با آمادگي جسمي مورد توجه قرار مي دهد.
در همين رابطه خداوند در آیه 60 سوره انفال به زيباترين شكل ممكن مي فرمايد:
«وَاَعِدُّوالَهُم مَا استَطَعتُم مِن قُوَّةٍ وَ مِن رِبَاطِ الخَيلِ تُرهَبُونَ بِهِ عَدُوا... وَ عَدُوَّكُم وَ آخَرِينَ مِن دُونِهِم...»
«و هر آنچه در توان داريد [مي توانيد] براي [مقابله] با ايشان [دشمن] نيرو و اسبان يراق كرده [مجهز] فراهم آوريد تا مگر اين سان دشمن خدا و خويشتن را مرعوب سازيد».
مجهز و آماده بودن برای رزم و دفاع در برابر دشمنان که می تواند دشمن را از مقاصد شوم خود بازدارد از توصیه های بارز این آیه شریفه می باشد که در واقع یادآوری کننده اصل بازدارندگی نظامی در اسلام است. پس همچنان كه از اين آَيه استنباط مي گردد مهم ترين هدف آمادگي "به وحشت انداختن دشمن" و در نتيجه "بازداشن او" مي باشد و منظور از نيرو نيز همان طور كه برخي اشاره كرده اند تمام مهمات و نيروهاي زمینی، هوايي و دریایی را شامل مي شود؛ "رباط الخيل" یا سواره نظام نیز دلالت دارد بر هر چيزي كه در برابر هجوم دشمن صف بندي مي كند و نيروهاي دشمن را از نفوذ باز مي دارد. علاوه بر این همچنين بر تمام نيروهاي دفاعي نيز قابل اطلاق است و مقصود تنها پيروزي در جنگ نيست، بلكه وسيله استوار ساختن حق و جلوگيري از خراب كاري دشمنان حقيقتی است كه با آن دشمن خدا و دشمن امت مسلمان مرعوب خواهد شد.(38)
به طورکلی ضرورت آمادگی روحی و روانی نظامیان و حفظ آمادگی جسمانی و تقویت قوای رزمی رزمندگان به شدت مورد عنایت اسلام قرار گرفته؛ به گونه ای که آمادگی روحی و جسمی مؤمنان برای جهاد و ایجاد انگیزه و روحیه در مسائلی چون اعتقاد به توحید در تمامی ابعاد، توکل و نقش آن در وجود نیروهای رزمی، اعتقاد به معاد و شهادت، صبر، ایستادگی و ایثار توصیه اکید شده است. (39)
اهمیت و جایگاه دادن انگیزه جهت پیدا کردن روحیه رزمی به گونه ای است که پیامبر اکرم (ص) می فرماید:
«... لَو لاَ ذکرا... لَم یُؤمر باِلقِتال»(40)
«... اگر یاد خدا نبود اصلاً امر به جنگ نمی شد.»
تأكيد بر عنصر روحيه در صحنه جهاد و يا آماده شدن براي قيام در راه خدا از اين رو مورد توجه است كه اين گونه عوامل بينش و نگرشي به نيروهاي رزمنده مي دهند كه حاضرند تا پاي جان در راه خدا بجنگند و هرگز و تحت هيچ شرايطي از جهاد روي نگردانند. در تأكيد بر حفظ و بالابردن روحيه نيروهاي خودي، اسلام بر عوامل شكست و تضعيف روحيه دشمن نيز تكيه كرده است و از مسلمانان خواسته تا با حذف اين عوامل نزد نيروهاي خودي از ايجاد ضعف در روحيه ي نيروها اجتناب ورزند که از جمله مهم ترین این عوامل مي توان به موارد زير اشاره نمود:
1. ضعف بينش و اعتقاد كه اسلام به شدت آن را منع كرده است.
2. احساس شكست به جاي نتيجه يا فايده در جنگ؛ با اين عامل نيز به شدت مقابله شده است. بر همين اساس جنگ در اسلام مبتني بر مسؤليت و تكليف است، نه فايده يا نتيجه آن.
3. مشكلات و سستي ها نيز با تكيه بر اجر معنوي، صبر و بردباري، توكل و اعتقاد به خدا و معاد تبديل به عامل تقويت روحيه رزمندگان مي گردد.
(2)آمادگي تسليحاتي
علاوه بر آمادگي كامل و بسيج رزمي نيروها و تأكيد بر حفظ آمادگي جسمي و روحي رزمندگان، در قرآن كريم بر آمادگي تسليحاتي و تجهيزاتي نيز تأكيد فراوان شده است. چون بدون دارا بودن امكانات و تجهیزات متناسب با نوع و سطح تهدیدات نظامی در مقاطع زمانی مختلف، مقابله با دشمن کار سهل و آساني نخواهد بود. همان طور كه در سطور پيشين نيز بر آن اشاره شد، مصداق بارز چنين تأكيدي آيه 60 سوره انفال است كه خداوند مي فرمايد:
«و هر آنچه در توان دارید [مي توانيد] براي [مقابله با] ايشان نيرو و اسبان يراق كرده [مجهز] فراهم آوريد تا مگر اين سان دشمن خدا و خويشتن را موعوب سازيد...»
در اين آيه شريف كلمه "قوه" نه تنها بيانگر نيروهاي رزمي است، بلكه مي تواند دربرگيرنده تمام وسايل رزمي، سلاح هاي مدرن هر عصر و كليه تجهیزات و امكاناتي باشد كه به نحوي در نشان دادن قدرت خودي و مانور و ايجاد رعب و وحشت در دشمن و پيروزي بر او در هنگام نبرد اثر دارد. و یا اين كه خداوند در آیه 71 سوره نساء مي فرمايد:
«يَا اَيُهَا الَّذيِنَ آمَنُوا خُذُوا حِذرَكُم فَا نفِرُو اثُبَاتٍ اَوِانفِرُوا جَميِعاً»
«ای کسانی که ایمان آورده اید سلاح خود را برگیرید سپس دسته دسته یا همگی با هم از جا حرکت کنید».
بر اساس همين آيات، در اسلام بر مسائلی چون آموزش رزمي و نظامي مسلمانان و به ويژه ورزش هايي چون تيراندازي، نيزه پراني، اسب دواني، شنا و... تأكيد فراوان شده است. نظر به تأكيد فراوان اسلام روی مسئله آمادگي و بسيج رزمي و با توجه به اهميت آمادگي جسماني و تقويت قواي رزمي، در فقه تشیع بابی تحت عنوان «سَبَق و رَمایه» مطرح است که بیانگر نقش و اهمیت موضوع کسب آمادگي جسمي و رزمي است. در واقع سَبَق، رَمايه و همچنين سَباحه سه مسابقه ای هستند كه اسلام آنها را روا شمرده و فايده آنها را برانگيختن قصد و عزم و آماده شدن براي جنگ و نزاع و راه يافتن به سوي ممارست دانسته است.(41)
(3) اصل احتياط و هوشياري
اين موضوع نيز به كرات هم به شكل مطلق آن و هم در برخورد با دشمن و چگونگي برقراري ارتباط مورد توجه قرار گرفته است. در همين رابطه برخي از مفسرين قرآن، كاربرد واژه «حِذر» در آيات 71 و 102 سوره نساء و همچنین آيه 4 سوره منافقون را به معناي هوشياري و احتياط گرفته اند.(42) البته گاه نيز در قرآن به جاي واژه «حِذر» لفظ غفلت آمده (آيه 102 سوره نساء) و همين امر قرينه اي است بر اين منظور كه «حِذر» دال بر هوشياري و عدم غفلت می باشد.(43) آيه 200 سوره آل عمران نيز تأكيد ديگري است در باب اهميت هوشياري و احتياط در برابر دشمن و نقشه هاي او كه خداوند ميفرمايد:
«يَا اَيُّهَا الَّذيِنَ آمَنُوا اصبِرُوا وَ صَابِرُوا وَ رَابِطُوا....»
«اي اهل ايمان در كار دين صبور باشيد و يكديگر را به صبر و استقامت سفارش كنيد و مهيا و مراقب كار دشمن بوده...»
در همين رابطه حضرت امام علي (ع) در نامه خود با مالك اشتر مي فرمايد:
«و لكنِ الحِذرَ كُلّ الحِذر من عَدُوّك بَعدَ صُلحِه»(44)
«اما بعد از صلح نسبت به دشمن كاملاً هوشيار باش، زيرا چه بسا دشمني با صلح خود را نزديك مي كند تا تو را دچار غفلت نمايد».
در جای دیگری نيز ایشان در خطاب به مالک به صراحت مي فرمايند:
«نسبت به دشمنت هوشيار و موقع شناس باش تا پيروز گردي... نسبت به دشمن پنهان بسیار هوشیارتر از دشمنی باش که آشکار عمل می کند».(45)
يا اين كه در جاي ديگري نیز مي فرمايند:
«كار دشمن را هنگامي كه با او نبرد مي كني كوچك مشمار، چراكه اگر پيروز شدي ستايش نشوي و اگر او بر تو پيروز گشت، معذور نيستي. ناتواني كه مراقب دشمن توانمند است، به سلامت نزديك تر است از توانمندي كه بر ناتواني غرّه شود».(46)
بر اساس آنچه كه از ضرورت و اهميت هوشياري، مراقبت و احتياط نسبت دشمن و نقشه هاي او در متن مقدس و سيره امام علي (ع) مطرح شد، برخلاف تصوري كه نظارت مستمر و تحت كنترل قرار دادن اقدامات و حركات دشمن را برآمده از نظريات جديد درباره جنگ و راهبردها و تاكتيك هاي نظامي مي دانند، توجه به اين اصل در زمره اصول مهم انديشه نظامي اسلام به شمار مي رود كه بدون احتساب آن سرنوشت جنگ و مبارزه با دشمن و تأمين امنيت قلمرو جامعه اسلامي با تهديد مواجه مي شود.

7) اصل مقابله با دشمن
يكي از اصولي كه اسلام برآن تاكيد بسيار كرده، اصل "مقابله با مثل" يا اصل "معامله به مثل" است؛ بدين معنا كه در برابر هر گونه تجاوز دشمن بايد ايستاد و هر آنچه كه دشمن در حق شما روا داشت سزا است در حق دشمن روا داريد، ولي اسلام تجاوز بيشتر يا تعدي بيشتر از "مقابله به مثل" را روا ندانسته و آن را مذموم قلمداد كرده است. مصداق بارز اين حكم در آيه 194 سوره بقره است كه خداوند مي فرمايد:
«... فَمَنِ اعتَدي عَلَيكُم فَاعتَدُوا عَلَيهِ بهِ بِمِثلِ مَا اعتَدَي عَليكُم...»
«... پس هر كس به شما تجاوز كند، بر او تجاوز كنيد همان سان كه او بر شما تجاوز كرده است...»
اگر با دقت به اين آيه توجه شود پي مي بريم كه قرن ها قبل از آن كه انسان مدرن به فكر خلق يك رژيم حقوقي الزام آور براي جلوگيري از گسترش دامنه و تشديد جنگ ها و درگيري های نظامي باشد و آن را به عنوان يكي از اصول بنيادي قاعده "دفاع مشروع" قلمداد نمايد، اسلام بر اين امر مهم توجه كرده است و حدود و اندازه هایي را براي دفاع در برابر تجاوز در نظر گرفته تا در مقام دفاع، تجاوز ديگري حادث نگردد و موجب طولاني شدن درگير نظامي نشود.
البته از آنجا كه اسلام ـ به عنوان آخرين و كامل ترين مكتب آسماني ـ دين رأفت و گذشت و عطوفت مي باشد در برخي از جاها نيز به جاي معامله به مثل (مقابله به مثل)، انسان را به عفو (ناديده گرفتن) و اصلاح فراخوانده و توجه به آن را به انسان يادآور شده است. آيه 40 سوره شوري را مي توان مصداق بارزي از روح گذشت و ايثار در دين مبين اسلام دانست كه به جهت تأثيري كه گذشت و بخشش در رفع مشكلات بين انسان ها و كنار زدن نامهرباني ها و خصومت هاي فردي و اجتماعي دارد بر توجه به آن تأكيد كرده و مي فرمايد:
«وَ جَزَاء سَيّئَهٍ سَيّئَهٌ مِثلُهَا فَمَن عَفا وَ اَصلَحَ فَاَجرُهُ عَلي ا...»
«و كيفر بدي، بدي است همسان آن. حال اگر كسي درگذرد و [مايه ي دشمني را] اصلاح نمايد پس پاداشش بر خداست».
علي (ع) نيز در تأكيد بر اين اصل مي فرمايد:
«سنگ را از همان جايي كه دشمن پرت كرده بازگردانيد، كه شرّ را جز شرّ پاسخي نيست.»(47)
لذا آنچه که از آیات، روایات و سیره ائمه معصومین (ع) برمی آید، دفاع برابر و متوازن در مقابل تجاوز خارجی از جمله اصول مصرّح در اندیشه نظامی اسلام است که توجه و عمل به آن ضمن بازداشتن دشمن از تجاوز به حریم جامعه اسلامی، دشمن را از تجاوز و تعدّی بیشتر نیز باز می دارد. البته این اصل به عنوان نظری مطلق و غیر قابل تغییر نیست، بلکه بواسطه بلند نظری، دوراندیشی و جامع نگری دین مبین اسلام، عفو و گذشت و بخشش نیز همراه و توأم با اصل "مقابله به مثل" مطرح شده است تا در صورت پشیمانی دشمن و اطمینان یافتن از قصد دشمن نسبت به بازگشت به روابط صلح آمیز، امت اسلامی نیز از اقدام نظامی علیه آن درگذرد و او را مورد بخشش و عفو خود قرار دهد، چه بسا در شرایطی ممکن است ارزش و تأثیر عفو و گذشت در برابر یک اقدام نظامی موجب رفع کامل کدورت ها و آغاز فصل جدیدی از روابط حسنه و توأم با احترام متقابل گردد.
4ـ نتیجه گیری: داكترين نظامي اسلام
همان طور که مطرح شد، داکترین نظامی را اصول، آئین، خط مشی کلی و افکار و عقاید نظامی یک جامعه و سازمان نظامی دانستیم که در واقع تعیین کننده مسیر حرکت و خطوط راهنمای راهبرد نظامی آن جامعه به شمار می رود. حال با در نظر گرفتن این تعریف مفهومی از داکترین نظامی اگر بخواهیم چهارچوب کلی داکترین نظامی اسلامی را مشخص نماییم برجسته ترین ابعاد اندیشه نظامی اسلام قابل طرح و بررسی خواهند بود.
برابر آنچه که از آیات و روایات و سیره ائمه معصومین و برخی از اندیشمندان مسلمان مطرح شد، دفاع در برابر تعدّی و تجاوز نظامی بیگانه به حدود قلمرو جامعه اسلامی در زمره نخستین و مهمترین اولویت دفاعی اسلام به شمار می رود. همین اهمیت و توجه موجب می گردد تا تدافعی بودن جنگ و اقدام نظامی در مرکز ثغل داکترین نظامی اسلام قرار بگیرد. اهمیت و جایگاه این موضوع در اسلام به اندازه ای است که خداوند مشروعیت هر گونه جنگ و جهاد و هر اقدام نظامی را منوط به تدافعی بودن آن نموده و مسلمانان را از کوچک ترین تجاوز و تعدّی به حریم جغرافیایی دیگران بازداشته است. لذا در اسلام متوسل شدن به قوه قهریه در برابر کشورهای دیگر اقدامی پسینی تلقی می گردد و تا زمانی که تجاوزی رخ نداده باشد، جنگ و یا دست بردن بر ابزار نظامی، جایگاهی در سیاست خارجی کشور اسلامی نخواهد داشت؛ ولی با حادث شدن نخستین بارقه های تجاوز نظامی خارجی علیه جامعه اسلامی، دفاع به امری لازم و حتی در مرحله ای بالاتر به عنوان یک وظیفه شرعی واجب تبدیل می گردد. در چنین شرایطی است که انگیزه و عملِ به فریضه جهاد (با هدف انجام یک واجب شرعی) در راه خدا به والاترین جایگاه و مرتبه نزد خداوند تبدیل می گردد و در صورت کشته شدن در این راه، عامل به جهاد (شهید) محبوب ترین انسان در درگاه خداوند قلمداد می شود.
در کنار ضرورت دفاع و مقابله با تجاوز خارجی آنچه که اهمیت پیدا می کند موضوع کسب و حفظ و افزایش آمادگی رزمی در برابر تهدیدات نظامی خارجی است، چراکه امروزه بدون سازماندهی، برنامه ریزی منسجم و حساب شده بر مبنای ابعاد و اشکال تهدیدات نظامی، دفاع در برابر تجاوز امری غیر ممکن خواهد بود. به عبارت دیگر، اصل دفاع و رویکرد دفاعی اسلام به جنگ در شرایطی می تواند در صحنه عمل کارآمدی و کارآیی مؤثر خود را به منصه ظهور برساند که نیروهای مسلح و سازمان دفاعی جامعه اسلامی در شرایط مختلف زمانی و مکانی و بر اساس شکل و ماهیت تهدیدات نظامی خارجی، تدارک مناسب تسلیحاتی ـ تجهیزاتی، نیروی انسانی مورد نیاز، آموزش متناسب با تهدیدات، اتخاذ روش ها و شیوه های دفاع در برابر ابعاد مختلف تجاوز نظامی و... را دیده باشد. توجه به این امر که در قالب اصل بسیج رزمي و تدارك تسليحات و تجهیزات و همچنین اصل احتیاط و هوشیاری اندیشه نظامی اسلام قرار دارد، در شکل تکامل یافته خود به اصل بازدارندگی دفاعی تبدیل می گردد. در واقع ایجاد شرایط مطمئن بازدارندگی در زمان صلح را ـ که امروزه بحثی مهم و تعیین کننده در هر نظام دفاعی و امنیتی کارآمد می باشد ـ باید مکمّل دفاعی بودن جنگ و هر گونه اقدام نظامی در اندیشه نظامی اسلام به شمار آورد، چرا که بدون ایجاد زمینه مناسب برای دفاع در زمان صلح، امکان دفاع در برابر تجاوز خارجی متصور نخواهد بود.
بنابر اهمیت بازدارندگی نظامی است که خداوند در آیه 60 سوره انفال به انسان بشارت می دهد که هر آنچه را که برای دفاع لازم و کافی می دانید مهیا کنید، زیرا کسب آمادگی و نشان دادن آن به دشمن اقدام دفاعی پیشگیرانه به شمار می رود، و دشمن را از تجاوز باز می دارد. بدین ترتیب، توجه و تأکید بر بازدارندگی نظامی به طور مستقیم با اصل دفاع و ضرورت دفاع در اسلام پیوند و همخوانی پیدا می کند؛ چرا که نبود توان بازدارندگی مناسب، نه تنها اصل دفاع در برابر تجاوز نظامی خارجی را از بین می برد، بلکه موجب برتری روانی و اطمینان یافتن دشمن نسبت به پیروزی در جنگ احتمالی نیز می گردد.
در کنار توجه و مدنظر قرار دادن ضرورت دفاع و ایجاد شرایط مطلوب بازدارندگی که در همه مکاتب و اندیشه های نظامی می توان ضرورت آن را احساس نمود، عبادی بودن و تقدّس یافتن ضرورت دفاع از کیان اسلامی و جهاد در راه خدا قرار دارد. برخلاف اصل ضرورت دفاع و حصول به شرایط مطمئن بازدارندگی نظامی که تا حدود زیادی متکی به ابزار است، این بُعد از داکترین نظامی اسلام بُعدی کاملاً معنوی و غیر مادی، و به عبارتی بنیه ای اعتقادی و بینشی دارد؛ یعنی مربوط به نگرش و بینش انسان نسبت به امر دفاع و مقابله در برابر تجاوز نظامی است. همین قداست جهاد در راه خداوند است که علی (ع) عمل به آن را موجب نزدیکی انسان به پرودگار و منزلت یافتن او نزد خداوند می داند. قداست یافتن جهاد ضمن ایفای نقش هدایت کنندگی و تعیین کردن سمت و سوی جنگ و دفاع، سرشت و ماهیت آن را نیز از جنگ های نظامی هم نوع خود در سایر مکاتب متمایز می سازد. لذا وقتی وارد شدن در جنگ انجام یک فریضه الهی تلقی شد و همه طرح ریزی ها و برنامه ریزی ها با این هدف صورت گرفت، نه تنها از منظر حفظ آمادگی روحی و معنوی نیروی انسانی تأثیر گذار است، بلکه می تواند جبران کننده برخی از کاستی ها و کمبودهای مادی (ابزار و تجهیزات) نیز قلمداد گردد. مصداق بارز و عینی تقدس یافتن دفاع، دوران هشت ساله دفاع مقدس ملت و نیروهای مسلح ج. ا. ایران است که جان باختن در راه خدا را با عمق وجود خود لمس کردند و وارد وادی ایثار و شهادت گردیدند، به گونه ای که با وجود عدم توازن موجود میان نیروهای مسلح ج. ا. ایران و رژیم بعثی عراق از لحاظ سلاح و تجهیزات، رزمندگان اسلام کمبودهای مادی خود را با توسّل و تمسّک به امدادهای غیبی و روحیه ایثار و شهادت طلبی که ناشی از تقدّس یافتن دفاع بود جبران نمودند و اساساً همین زاویه نگرش به جنگ را باید از جمله امتیاز های برجسته جنگ ایران و عراق از منظر ج. ا. ایران درنظرگرفت. لذا بُعد دیگر داکترین نظامی اسلامی را می توان در قداست بخشیدن به جهاد و مبارزه و عبادت بودن آن جستجو کرد.
با الهی و مقدس قلمداد شدن جهاد و مبارزه نظامی در اسلام، خودبخود اصل و عنصر دیگری در داکترین نظامی اسلامی جلوه گر می شود که همان عمل به تکلیف است. به عبارت دیگر، ارتباط بلافصلی میان قداست جنگ و جهاد در اسلام با تکلیف تلقی نمودن آن وجود دارد. چرا که انجام وظیفه و یا انجام یک اقدام در صورتی عمل به تکلیف خواهد بود که آن رفتار و یا اقدام جلوه ای قدسی و الهی و فریضه ای آسمانی به خود بگیرد، در غیر این صورت وظایف برآمده از قوانین موضوعه بشری و تصمیمات انسانی نمی توانند چهره ای قدسی و الهی به خود بگیرد و فرد مکلف به اجرای آن با اذن خدواند باشد. آنچه که عمل به تکالیف الهی را از تصمیمات و برناهه های انسانی متمایز می سازد این است که در عمل به تکلیف، نتیجه عمل چندان مهم نيست، بلكه مهم تر از همه انگيزه و نيّت عمل است که از اهمیت بالایی برخوردار می گردد. زيرا آنچه ارزش قيام، جنگ و امور نظامي را از نظر اسلام تعيين مي كند، الهي بودن هدف جهاد و قصد آن است نه پيروزي یا شكست از دشمن. بنابراين آنچه در جنگ، جهاد و مبارزه نظامي اهميت پیدا می کند، اصلِ انگيزه و نيّت عمل است، نه نتيجه و پيامد يا فايده آن. لذا طبق منطق عمل به تکلیف است که در اسلام نگاه عملگرایانه و منفعت گرایانه در جنگ جای خود را به ضرورت توجه به انجام تکلیف و مسئولیت الهی می دهد، همان اقدامی که حسین بن علی (ع) با آگاهی کامل و انتخاب خردمندانه قدم در راه جهاد گذارد تا داکترین نبرد علوی مصداق بارز و روشن خود را در قرن اول هجری و در سپیده دم تاریخ اسلام به نمایش بگذارد و الگویی باشد برای رفتار انسان های آزاده ای که آزاد زیستن را سرمشق خود قرار می دهند. بر اساس همین اندیشه عمل به تکلیف الهی است که محدودیت ها، محذورات و جاذبه های مادی و دنیوی که می توانند به عنوان عوامل بازدارنده اراده قوی برای جنگیدن را سلب نماید خودبخود رنگ می بازند. مسلماً عمل به تکلیف و انجام مسئولیت الهی، فداکردن و ایثار و شهادت در راه خدا را به دنبال می آورد که از جمله مهم ترین عناصر تفکر نبرد علوی و تفکر عاشورایی به شمار می رود.
همچنین است اهمیت و جایگاه کمال رزم و فضیلت جهاد در راه خدا در داکترین نظامی اسلام، چه آن که خداوند در قرآن کریم جهاد و رزم در راه خدا را فی النفسه برخوردار از کمال برتر دانسته و آن را فوز عظیم نامیده است. مسلماً یکی از عللی که خداوند وارد شدن در جهاد را اجری عظیم در نظر گرفته، اهمیت جهاد در مقام دفع تجاوز و ظلم و تعدی به جامعه اسلامی است. یعنی به واسطه اهمیت دفاع است که جهاد جایگاه و منزلت والایی نزد خداوند پیدا می کند و همین ارزش والای جهاد است که پذیرش آن از سوی انسان را آسان می نماید. از جمله کارکردهای دیگر والا بودن ارزش و اعتبار جهاد در راه خدا در اسلام، اولویت بخشیدن به آن نسبت به سایر امور اجتماعی است. بدین معنا که وقتی جامعه اسلامی در شرایط تهدید و تجاوز خارجی قرار گرفت، فردی که واجد شرایط شرکت در جهاد باشد شرکت آگاهانه و آزادانه در جهاد را اولویت نخست خود قلمداد می کند که همین اقدام تأمین کننده نخستین نیاز از نیازهای اجتماعی جامعه (تأمین امنیت و دفع تجاوز) به شمار می رود. بدین جهت خداوند در قرآن کریم بهشت برین را برای کسانی در نظر گرفته که جهاد را کوچک نشمرده اند و بدون تأمل در آن وارد می شوند و تکلیف الهی خود را به انجام می رسانند.
همین تقدس یافتن جهاد و مبارزه در راه خدا و همچنین فضیلت داشتن آن نزد خداوند نسبت به سایر امور اجتماعی است که موجب کیفیت یافتن عملکرد انسان جهادگر شده و کارآیی و کارآمدی آن در میدان رزم را بالا می برد و همین امر جبران کننده کمبودها و کاستی های مادی جنگ می گردد.
در نهایت و در کنار این ابعاد می توان به اصل مقابله به مثل اشاره نمود که در واقع همان دادن پاسخ نظامی متوازن به دشمن در صورت انجام تجاوز و تعدی به سرزمین اسلامی می باشد. توجه و تأکید بر این اصل خود اهرم و ابزار مهمی برای کنترل دایره منازعات و محدود کردن جنگ و ستیز و اجتناب از آثار مخرب مادی و معنوی آنها می باشد. یعنی برنامه ریزی برای دفاع و مقابله با تجاوز نظامی باید به گونه ای سازماندهی، هدایت و به مرحله اجرا درآید که در صورت ندامت و پشیمانی متجاوز و تعهد آن بر عدم اقدام احتمالی در آینده و دادن غرامت و هزینه های تحمیل شده، نسبت به ترکِ فعلِ جنگ اقدام نمود. البته بعد دیگر اصل مقابله به مثل را باید در همسان و سنخیت داشتن کامل ابزارها و تسلیحات نظامی خودی در برابر ابزارها و تجهیزات دشمن جستجو کرد که این موضوع نیز اصلی برای تحدید حدود جنگ و منازعه نظامی به شمار می رود. البته نباید فراموش کرد که در اسلام هدف وسیله را توجیه نمی کند و نمی توان با هر سلاح و تجهیزاتی به میدان رزم پا نهاد و اقدام به مقابله به مثل نمود. چرا که در این صورت تفاوتی میان اسلام (به عنوان کامل ترین و جامع ترین مکتب آسمانی) و سایر مکاتب (آسمانی و دنیوی) در این خصوص نخواهد بود. دلیل آن را هم باید در اهمیت و ارزش کرامت انسان در اسلام جستجو کرد.
فهرست منابع:
1ـ محمد حسین جمشیدی، مبانی و تاریخ اندیشه نظامی در جهان، تهران: سپاه پاسداران انقلاب اسلامی ایران (دوره عالی جنگ)، 1383، ص 29.
2ـ پیشین.
3ـ خواجه نظام الملک طوسی، سیاست نامه، تهران: مؤسسه مطبوعاتی عطایی، 1346، صص 235 ـ 225.
4ـ میر علی محمد نژاد و محمد تقی نوروزی، فرهنگ استراتژی، تهران: انتشارات سنا، چاپ اول، 1378، ص 213.
5ـ جمشیدی، پیشین، ص 30.
ـ Jack Planno , The International Relations Dictionary , U.S: Longman , 1988 , P 79.
7 ـ جمشیدی، پیشین، ص 31.
8 ـ توماس اسپریگنز، فهم نظریه های سیاسی، ترجمه فرهنگ رجایی، تهران: انتشارات آگاه، چاپ دوم، 1370، ص 18.
9ـ جمشیدی، پیشین، ص 32.
10 ـ جلیل روشندل، تحول در مفهوم استراتژی، "مجموعه مقالات اولین سمینار بررسی تحول مفاهیم"، تهران: دفتر مطالعات سیاسی و بین المللی وزارت امور خارجه، چاپ اول، 1370، صص 242 ـ 235.
11ـ پیشین.
12ـ جلال الدین فارسی، استراتژی ملی، گزارش سمینار، تهران: دفتر مطالعات سیاسی و بین المللی وزارت امور خارجه، 1363، جلد اول، ص 33.
13ـ جلیل روشندل، پیشین.
14 ـ محمود رستمی، فرهنگ واژه های نظامی، تهران، ستاد مشترک ارتش ج. ا. ایران، چاپ اول، 1378، ص 421.
- Jack Planno. Ibid , p 261.
16 ـ غلام رضا علی بابایی، فرهنگ علوم سیاسی، ج. اول، تهران: شرکت نشر و پخش ویس، 1369، ص 271.
17 ـ محمد تقی نوروزی، فرهنگ دفاعی ـ امنیتی، تهران، انتشارات سنا، 1385، ص 419.
18ـ پیشین.
19 ـ پیشین.
20ـ صادق حیدرخانی، اصول و مفاهیم صورت بندی استراتژی، مجلیه عملی پژهشی بسیج، شماره 1، زمستان 1372، ص 98.
21 ـ هارجی سامرز، داکترین نظامی دستورالعملی برای طراحی نیرو، فصلنامه بررسی های نظامی، شماره 12، سال سوم، زمستان 1371، ص 98.
22ـ یعقوب زاهدی، مقایسه سیاست دفاعی با راهبرد دفاعی و داکرتین دافعی، فصلنامه راهبرد دفاعی، سال پنجم، شماره 17، ص 10.
23ـ سید محمود طالقانی، جهاد و شهادت، تهران، بی نا، بی تا، ص 6..
24ـ نهج البلاغه، نامه 12.
25ـ پيشين،نامه 14.
26ـ پيشين،حكمت 233.
27ـ معاونت پژوهشی مؤسسه تنظیم و نشر آثار حضرت امام (ره)، آیین انقلاب اسلامی، تهران: مؤسسه تنظیم و نشر آثار حضرت امام (ره)، چاپ چهارم، 1376، صص 446ـ445.
28ـ مرتضی مطهری، جهاد، قم: انتشارات صدرا، 1368، ص 29 و 44.
29ـ روابط عمومی بنیاد نهج البلاغه، آئین جهاد، تهران، بنیاد نهج البلاغه، 1362، صص 15ـ14.
30ـ امام خمینی (ره)، با قرآن در صحنه، تفسیری بر سوره حمد و علق، ترهان، انتشارات البرز، 1359، ص 39.
31ـ نهج البلاغه،پيشين، خطبه 11.
32ـ محمد باقر مجلس، بحارالانوار، تهران: انتشارات اسلامیه، 110 جلدی، چاپ چهارم، جلد چهل و چهار، ص 297.
33ـ نهج البلاغه، پیشین، حکمت 244.
34ـ پيشين، خطبه 27.
35ـ معاونت پژوهشی مؤسسه تنظیم و نشر آثار حضرت امام (ره)، کلمات قصار، پندها و حکمت ها، تهران، مرسسه تنظیم و نشر آثار آمام، 1376، ص 161.
36ـ سید محمد حسین بهشتی، بررسی و تحلیل از جهاد، عدالت و لیبرالیسم و امامت، ترهان: حزب جمهوری اسلامی، 1361، ص 48.
37ـ محمد بن حسین حر عاملی، وسائل الشیعه، به تصحیح و تحقیق عبدالرحیم ربانی شیرازی، تهران: مکتب الاسلامیه، ج 11، ص 43.
38ـ محمد کریم اشراق، تاریخ و مقررات جنگ در اسلام، تهران: دفتر نشر فرهنگ اسلامی، 1360، ص 324.
39ـ سید احمد خاتمی، ابعاد جنگ در اسلام، تهران: انتشارات امیر کبیر، 1372، صص 92 ـ 29.
40ـ پیشین ص 35.
41ـ محقق حلی، شرایع الاسلام، ترجمه ابولقاسم بن احمد یزدی، به تصحیح احمد دانش پژوه، تهران: انتشارات دانشگاه تهران، 1346، جلد اول، ص 371.
42ـ ر. ک: علی دعموش عاملی، دائره المعارف اطلاعات امنیت در آثار و متون اسلامی، ترجمه غلامحسن باقری مهیاری، تهران، انتشارات دانشگاه امام حسین (ع)، 1379، جلد اول، صص 148ـ146.
43ـ پیشین، ص 149.
44ـ نهج البلاغه، پیشین، نامه 53.
45ـ پیشین، حکمت 575.
46ـ محمد ري شهري، سياست نامه علي (ع) در دارالحديث، 1379،ص 545.
منبع : سایت پایگاه اندیشه
نويسنده: علي - آجورلو
برای دست یابی بهتر کاربران به سایتها و مطالب مفید .