۱- معمولا آمريکا با اجراي رزمايش هاي نظامي در نقاط مختلف جهان، قصد دارد تا اراده طرف مقابل خود را قبل از آغاز هرگونه درگيري و تهاجم، به شکست کشانده و تصميم گيري مسئولين کشورهاي مختلف را تحت تاثير تهديد نظامي خود قرار دهد. در مانور اخيري که آمريکا به منظور شبيه سازي بازرسي کشتي هايي که مواد تسليحاتي و يا امکاناتي که در ساخت تجهيزات هسته اي مؤثر هستند، با خود حمل مي کنند، انجام داده است، بسياري از ناظرين بين المللي اين اقدام آمريکا را در همسويي با فشار شوراي امنيت سازمان ملل متحد عليه جمهوري اسلامي ايران ارزيابي مي نمايند.

 

آمريکا انتظار داشت که تحت تاثير برگزاري اين مانور، ايران در مواضع هسته اي خود نرمش نشان دهد و تهديد آمريکا را جدي تلقي نمايد. اما برگزاري مانور فعلي سپاه علامت اراده قوي جمهوري اسلامي در پاسخ به تهديد احتمالي آمريکا است و نشان مي دهد که مسيري که آمريکا در جهت حل مسئله پرونده هسته اي ايران دنبال مي نمايد سرانجام روشني نخواهد داشت.

2_ هميشه آمريکا عادت داشته است که کشورهاي غير همسو با خود را از طريق حمله نظامي اسرائيل تهديد نمايد، ولي جنگ اخير اسرائيل با حزب الله در لبنان نشان داد که ارتش اسرائيل قدرت اقدام به عنوان عامل آمريکا در منطقه را از دست داده است و لذا خودِ آمريکا با تکيه بر توانمندي هاي نظامي خويش دست به انجام مانورهايي با هدف محاصره هوايي و دريايي کشورهاي مورد نظر مي زند و آمريکا در شرايطي قرار گرفته است که اولين نوع از مانور psi خود را با عنوان "لبه حمله" در اطراف سواحل بحرين در خليج فارس به اجرا درآورد.

3_ اين رزمايش اولين مانور کاملا تخصصي سپاه پاسداران انقلاب اسلامي است که در آن انواع موشک هاي برد بلند بالستيکي و ضد سطحي ساخت جمهوري اسلامي ايران مورد آزمايش قرار مي گيرد. تاکتيک استفاده از اين موشک ها با انواع پرتاب کننده هاي مختلف مي تواند ابتکار عمل جديدي را در دفاع از کشور به نمايش بگذارد. ابتکاري که تنها اختصاص به ايران داشته و تهديدکنندگان جمهوري اسلامي ايران از کم و کيف آن اطلاع دقيقي ندارند.

4_ تجهيزات و مهماتي که در اين رزمايش بکار مي روند در شرايط تحريم کامل تسليحاتي آمريکا و اروپا عليه ايران به مرحله طراحي و ساخت رسيده است و آمريکايي ها به خوبي مي دانند که فشار آنها و حمايت آنها از صدام در جريان جنگ تحميلي و نيز تحريم تسليحاتي همه جانبه آنان موجب گسترش صنعت دفاعي ايران شده و ايران مجبور شده است که نيازمندي هاي تسليحاتي خود را با تکيه بر توانمندي هاي نيروهاي متخصص داخلي کشور و نيز صنايع سازماندهي شده در داخل کشور تامين نمايد. از اين جهت اين توانمندي هاي موشکي و هوايي و تجهيزات مناسب براي يک جنگ نامتقارن دربرابر تهديدي فرامنطقه اي به يک منبع پايان ناپذير که در درون ملت ايران جاي گرفته است متکي و وابسته است و لذا آمريکايي ها و اروپايي ها نمي توانند روي اين توان تاثير تعيين کننده اي بگذارند و آن را تضعيف نمايند.

5_ انواع موشک هاي ضد سطحي که در رزمايش سپاه مورد آزمايش قرار گرفته است قابليت ضربه زدن به تمام هدف هاي مورد نظر در سطح خليج فارس و تا ساحل دور آن را در خود دارند. بنابراين آمريکا اين موضوع را درک مي کند که وقوع هرنوع درگيري با ايران به مفهوم نا امن شدن خليج فارس و جريان انتقال انرژي از اين منطقه به دنياي صنعتي خواهد بود و تمام ناوگان پنجم آمريکا در خليج فارس و کليه ناوها و ناوشکن ها و مراکز فرماندهي آنها، در شرايط تهديد در دسترس و در برد سلاح هاي بکار رفته در اين رزمايش قرار دارند.

6_ در جريان جنگ تحميلي رژيم بعثي عراق عليه جمهوري اسلامي ايران، آمريکا حضور ناوگان نظامي خود را در خليج فارس در حمايت از صدام، گسترش داد و هم اکنون بيش از يکصد و ده فروند انواع ناوهاي جنگي را در خليج فارس مستقر کرده است. در آن زمان آمريکا نتوانست امنيت ناوهاي خود را در خليج فارس حفظ کند و برخي از اين ناوها مورد حمله هواپيماها و جنگ افزارهاي مختلف قرار گرفته و برخي از آنها نيز با مين هاي سرگردان در خليج فارس برخورد کردند و منهدم شدند. بنابراين راه گسترش امنيت در خليج فارس، نظامي کردن اين منطقه حياتي مهم براي دنيا نيست، بلکه راه حل اساسي، خروج ناوگان نظامي آمريکا و ساير بيگانگان از خليج فارس و برقراري امنيت پايدار آن از سوي کشورهاي پيراموني خليج فارس است.

7_ جمهوري اسلامي ايران اعلام کرده است که مانور سپاه عليه هيچ کشوري بخصوص کشورهاي همسايه و مسلمان منطقه نيست و توانمندي نظامي جمهوري اسلامي ايران به عنوان قدرت مسلمانان در سراسر جهان و قدرت کشورهاي خاورميانه تلقي خواهد شد. لذا هيچ يک از کشورهاي منطقه اين مانور را عليه خودشان ارزيابي نکرده اند، بلکه آن را در پاسخ به تهديدات نظامي آمريکا پنداشته و بسياري از کشورهاي حاشيه خليج فارس عليرغم فشار آمريکا براي حضور سمبليک در مانور دريايي ايالات متحده در خليج فارس از شرکت در آن خودداري نموده و علاقه مندي خود را به عدم گسترش تشنج در منطقه خليج فارس عملا نشان داده اند و هيچ يک از کشورهاي پيرامون خليج فارس، در عمل ريسک همکاري با آمريکا عليه ايران را نپذيرفتند.

8_ حمايت مردم ايران از داشتن فناوري هسته اي و نيز از رزمايش سپاه، نشان مي دهد که آمريکا در شکست اراده ملت ايران ناتوان است و آنچه در شرايط سخت تعيين کننده است داشتن قدرت اراده و مقاومت در راه هدف است.

با توجه به مطالب فوق به نظر مي رسد رزمايش سپاه در شرايطي مناسب و در پاسخ به تهديد و تشنج آفريني آمريکا در خليج فارس برگزار گرديده است و مي تواند نقش مهمي در بازدارندگي و در مأيوس کردن دشمن براي آغاز يک درگيري نظامي ديگر در خاورميانه داشته باشد.