مركز مطالعات استراتژيك بگين- سادات اسرائيل مطلبي را به قلم "موشه ورد " دانشمند فيزيك هسته‌اي و يكي از متخصصان مسائل داخلي ايران و همچنين متخصص جنگ هشت ساله ميان عراق و ايران، منتشر كرده است.
مركز مطالعات استراتژيك بگين- سادات در زمينه موضوعات استراتژيك، نظامي، صلح و امنيت در خاورميانه تحقيقاتى را انجام ميدهد و نتايج آن كه اغلب جنبه تجويزى و كاربردي دارد، در اختيار مخاطبان مختلفى نظير تصميم‌گيرندگان ارشد اسرائيلى در زمينه‌هاى نظامي و غيرنظامي، وزارتخانه‌هاى دفاع و امور خارجه، هيأت‌هاى ديپلماتيك، مطبوعات، جامعه دانشگاهى، عامه مردم و رهبران جوامع يهودى سراسر دنيا قرار ميگيرد.
اين محقق برجسته اسراييلي در پژوهش خود به بررسي جنگ احتمالي ايران و اسراييل و نتيجه آن پرداخته است.
قسمت اول اين مقاله بلند كه خبرگزاري فارس آن را از زبان عبري به فارسي ترجمه كرده تقديم خوانندگان محترم مي‌گردد:

 


با وجود شيعيان خميني جنگ ايران و اسراييل طولاني خواهد بود
روابط ايران و اسرائيل از همان بدو تشكيل اسرائيل به دليل مسائل اعتقادي ايرانيان بسيار چالشي بوده است، مخصوصا خصومت‌هاي مذهبي بدون سازش ايران و اسرائيل و همچنين نفي حق حيات اسرائيل از سوي ايران و خطري كه اسرائيل در برنامه هسته‌اي ايران مشاهده مي‌كند، اين چالش را دو چندان كرده است.
در نهايت اينكه اسرائيل مانع اصلي در مسير تبديل شدن ايران به قدرت برتر در منطقه خاورميانه است. ادعاي اين مقاله آن است كه اگر جنگ بين ايران و اسرائيل در زمينه‌هاي مذكور شكل بگيرد، جنگي طولاني خواهد بود و نه دو هفته و يا دو ماه.
طولاني شدن جنگ مخصوصا با وجود شيعيان [آبت‌الله] خميني فرضيه‌اي درست است؛ چرا كه بر اساس اصول شيعه براي برقراري عدالت و انصاف و نيز براي اصلاح مشكلات و بي عدالتيهايي كه بر اسلام و مسلمين وارد شده است، بايد جنگيد و جانبازي كرد.

 


ايران آنقدر به اين جنگ ادامه مي دهد تا به هدفش برسد
بر اساس اين ديدگاه استقرار دولت اسرائيل نوعي ظلم و ستم تلقي مي‌شود كه براي نجات جهان از شر آن، بايد آنرا اصلاح كرد و تحقق اين هدف جز با نابودي اسرائيل ممكن نيست. اين گفتمان خاص [مردم] ايران است و آنها به اين جنگ ادامه خواهند داد تا به هدفشان برسند؛ عليرغم اينكه در اين روند بايد هزينه سنگيني را پرداخت كنند.
[در اين بين] تنها عاملي كه سبب مي‌شود رهبر ايران با پايان جنگ موافقت كند، مصلحت حكومت اسلامي و ترس از سقوط حكومت اسلامي و تنها حكومت شيعيان در جهان است، اما بسيار سخت به نظر مي‌رسد كه اسرائيل بتواند تهديدي براي سقوط حكومت بشمار آيد.
از سوي ديگر اسرائيل با تمام قوا از اينكه توسط ايران نابود شود ايستادگي خواهد كرد و در صورت عدم وجود توافق بين طرفين، ممكن است اين جنگ زمان بسيار زيادي طول بكشد.

 


جنگ با عراق نشان داد كه ايران در ادامه جنگ براي رسيدن به عدالت سرسختانه مبارزه مي‌كند
جنگ ايران و عراق كه هشت سال طول كشيد نشان داد كه اراده حكومت ايران در ادامه جنگ و قرباني شدن براي رسيدن به عدالت تنها جنبه تئوري نداشت، بلكه آنها با خشنودي و رضايت كامل اين تئوري را عملي كرده و سرسختانه در راه تحقق آن قرباني دادند.
متجاوز شناختن عراق در جنگ، از بين بردن حكومت صدام، جبران خسارات ناشي از جنگ براي ايران از شروط اصلي ايران براي آتش‌بس بود.
ايران اراده خود در تحقق اهدافش در جنگ را به خوبي نشان داد؛ به گونه‌اي كه هزينه‌هاي محسوس آنرا نيز پرداخت كرد. (هشت سال جنگ، حدود نيم ميليون كشته، نزديك به يك ميليون زخمي و آسيب اقتصادي بسيار بالا به دليل هزينه‌هاي جنگ و عدم صادرات نفت در قرن بيستم) ولي نپذيرفت كه از عقايد خود صرفنظر كند و جنگ را ناتمام گذارد.

 


وجود شاخه‌هاي مقاومت اسلامي در لبنان، فلسطين و سوريه از نقاط قوت ايران است
كيفيت، كميت جنگ و تحليل‌ها درباره چگونگي درخواست‌ها براي پايان جنگ آينده بين ايران و اسرائيل، فرض طولاني بودن اين جنگ را تاييد مي‌كند.
از سوي ديگر، با توجه به قدرت نظامي ارتش ايران و مقايسه آن با ارتش اسرائيل، به نظر مي‌رسد اسرائيل ناتوان از آن است كه جنگ برابر ايران را كوتاه كند و به احتمال زياد در صورت وقوع جنگ، شاهد حجم وسيع شليك موشك‌هاي ايراني به تل آويو خواهيم بود.
وجود شاخه‌هاي مقاومت اسلامي در لبنان، فلسطين و سوريه از نقاط قوت ايران است و اين كشور ميتواند براي تقويت قدرت خود، حجم انبوهي از كمك‌هاي نظامي را از راه عراق و تركيه به سوريه و لبنان ارسال كند و در همان حال پايان دادن جنگ زميني براي اسرائيل ناممكن و فوق‌العاده دشوار خواهد بود.
به طور كلي دورنماي جنگ بين دو كشوري كه هيچ مرز مشتركي ندارند، اسرائيليها را به اين نتيجه رسانده است كه بايد آمادگي خود را براي كوتاه كردن جنگ بدست بياورد.
ممكن است فعاليت نظامي عليه اهداف مشخصي در ايران عاملي براي تبديل شدن اين جنگ به جنگي طولاني شود. ترس از شروع چنين جنگي ما را ملزم ميسازد تا با آمادگي كامل و مناسب در عرصه سياسي، استراتژيكي، اطلاعاتي و نظامي حضور داشته و خود را براي آغاز احتمالي جنگ، ادامه آن و به پايان رساندن فوري جنگ آن هم بنابر اراده و خواست اسرائيل آماده كنيم.

يكي از محورهاي جنگ بين دو طرف پرتاب موشك‌ به طرف اسرائيل خواهد بود
آنچه مسلم است، اين كه تعيين رئوس كلي جنگ آينده ميان ايران و اسرائيل به خاطر پيچيدگي‌هايش به آساني ميسر نيست ولي انچه به نظر مي‌رسد جنگي تمام عيار بين دوطرف خواهد بود.
يكي از محورهاي جنگ بين دو طرف و با توجه به پيشرفت موشكي ايران، پرتاب موشك‌هاي زمين به زمين از سوي ايران به طرف اسرائيل خواهد بود.
[با توجه به شرايط]، قطعا قسمتي از مدت زمان جنگ به پرتاب موشك آن هم به صورت شديد و متمركز خواهد گذشت؛ به طور مثال (در جنگ شهرها بين ايران و عراق كه دو ماه طول كشيد، از تاريخ 29 فوريه سال 1988 تا 21 آوريل 1988 [ يازدهم اسفند سال 66 تا دوم ارديبهشت 67] ارتش عراق در حدود 200 موشك زمين به زمين به سمت ايران پرتاب كرد. يعني به طور ميانگين روزي سه عدد كه بيشتر آنها به سمت پايتخت بود، البته اين عمليات به واسطه ترس و فضاي رواني ايجاد شده در بين مردم ايران تا حدودي موفقيت آميز بود و در جواب اين اقدام، ايران نيز در حدود 50 عدد موشك زمين به زمين به سمت عراق پرتاب كرد.)
به احتمال بسيار زياد ايران به گونه‌ايي از زمان استفاده خواهد كرد كه شانس نفوذ موشك‌هاي پرتابي به سمت اسرائيل افزايش پيدا كند كه صحبت درباره اين مسئله خارج از بحث است و نمي‌توانيم پيش بيني كنيم كدام طرف در جنگ موشكي برنده خواهد شد.
با ملاحظه هزينه‌هاي سنگين اين موشك‌ها و سطح توانايي ايران براي ساختن‌ اين تسليحات، به نظر مي‌رسد به دليل تحريم ايران، اين كشور نتواند به صورت ايده‌آل از اين روش استفاده كند، البته باز هم بايد به اين نكته اشاره كنيم كه اطلاعات درباره اين مسئله كافي نيست.

 


جنگ موشكي ايران عليه اسراييل بسيار شديد و متمركز خواهد بود
با اين همه، احتمالا استفاده از موشك‌هاي بزرگ "اسكاد " به صورت پيوسته از سوي ايران قابل اجرا نخواهد بود ولي با وجود همه اين فرض‌ها، جنگ موشكي ايران با فرض كوتاه بودن و عدم پيوستگي، بسيار شديد و متمركز خواهد بود و در صورت طولاني شدن جنگ موشكي، احتمالا مناطق گسترده‌اي توسط ايران مورد اصابت قرار خواهد گرفت.
با توجه به اهداف مورد نظر ايران در اسرائيل، به نظر مي‌رسد هزينه‌هاي سنگين موشك‌ها، مدت زمان و همچنين تعداد استفاده از موشك براي ايران كاهش پيدا خواهد و از سوي ديگر، با اصابت هرگونه موشك به اسرائيل هزينه‌هاي سنگيني متحمل اسرائيل مي‌شود.
در جنگ موشكي، تنها گزينه پيش روي ايران حمله به اسرائيل و خسارت وارد كردن زيربناهاي اين كشور است و قدرت ايران زماني به صورت كامل مؤثر واقع مي‌شود كه ايران، سوريه، حزب‌الله و حماس در يك راستا قرار بگيرند.

 

 

گستره قابل توجهي از اسرائيل مورد هدف موشك‌هاي ايران قرار مي‌گيرد
از سوي ديگر، با توجه به عدم رويارويي اسرائيل با ايران، مي‌توانيم پيش بيني كنيم كه الگوي رفتار دشمن [ايران] به مانند الگوي رفتار حزب‌الله در جنگ دوم لبنان و جنگ 22 روزه خواهد بود، مانند (پرتاب راكت‌ در طولاني مدت و در سطحي حجيم؛ از سوي ديگر، سوريه نيز با دستيابي به موشك‌هاي سطح به سطح "اسكاد " نيز خطري براي اسرائيل محسوب مي‌شود ) اين الگوي مشابه [جنگي] و تا حدودي مؤثر به اين دليل خواهد بود كه ايران چهارچوب تشكيل نيروهاي نظامي حماس و حزب‌الله بوده است و هر سه محور به صورت نامنظم و بدون قاعده اقدام به حمله مي‌كنند و اين مشكل پيش روي اسرائيل است.
[با توجه به] متفاوت بودن سطح پوشش اين موشك‌ها، به نظر مي‌رسد كه گستره قابل توجهي از سرزمين اسرائيل مورد هدف قرار مي‌گيرد.
تلاش براي از آسيب رساندن و از بين بردن توانايي موشكي ايران، حزب‌الله و سوريه در حال پيگيري است و ديگر اينكه اسرائيل به دنبال آسيب رساندن به اصل و اساس تجهيزات ايران است، از سوي ديگر، تلاش اسرائيل براي از بين بردن تسليحات ايران زماني افزايش پيدا خواهد كرد كه اسرائيل متوجه دستيابي ايران به كلاهك‌هاي شميايي، بيولوژيكي و يا هسته‌اي شود.

 

 

«حزب‌الله» پيش‌بيني نتيجه جنگ با ايران را براي ما سخت خواهد كرد
[تجربه] جنگ دوم لبنان و عمليات سرب گداخته، نقص توانايي نظامي اسرائيل براي متوقف كردن پرتاب راكت‌ها از زمين و آسمان را اثبات كرد و همچنين توانايي تروريست‌ها براي استفاده مداوم از شليك راكت بدون هيچ محدوديتي را نشان داد.
با توجه به اطلاعات [به‎دست آمده] ايران در جنگ پشتيباني قوي خواهد داشت چه از نظر مالي و چه از نظر منابع نظامي، از سوي ديگر، رسيدن اين پشتيباني به حزب‌الله دردسر بسيار بزرگي براي اسرائيل ايجاد خواهد كرد زيرا حزب‌الله به پرتاب راكت‌ها به داخل اسرائيل ادامه خواهد داد و اين مسئله پيش‌بيني نتيجه جنگ را براي ما سخت خواهد كرد باتوجه به راكت‌هاي بزرگ و دوربرد كه در دست حزب‌الله وجود دارد و به احتمال بسيار در آينده نزديك در دستان حماس هم قرار مي‌گيرد.

 

اسرائيل براي ورود و پيروزي در جنگ آينده، نيازمند عقيم كردن حزب‌الله است
اسرائيل براي ورود و پيروزي در جنگ آينده، نياز به عقيم كردن لبنان خصوصا حزب‌الله لبنان دارد و از سوي ديگر، مي‌بايست اكثريت نخبگان اين كشور را مطيع اوامر خود كند.
البته اقدام براي فتح سرزمين لبنان با مشكلاتي روبه‏روست؛ مشكلاتي از قبيل جمع كردن ارتش اسرائيل و متقاعد كردن سربازان و افسران ارتش براي جنگي دوباره با لبنان، متقاعد كردن آنها براي جنگيدن با ارواح غيرنظامي، متقاعد كردن آنها براي نظاره كردن به از بين رفتن نيروهاي خودي و متقاعد كردن آنها براي سالم برگشتن از زير آتش موشك‌هاي سطح به سطح كه همه اين معضلات قاعدتا در جنگ با ايران دوچندان خواهد شد.
از ديگر احتمالاتي كه امكان دارد در جنگ آينده ميان ايران با اسرائيل خودنمايي كند، موافقت بين سوريه و ايران براي شناسايي و همچنين ارسال نيروهاي پياده‏نظام از طريق سوريه به داخل خاك اسرائيل است.


ايران توانايي وارد كردن برخي كشورها در ائتلاف خود را داراست
يكي ديگر از احتمالات ممكن، توانايي ايران براي وارد كردن ديگر كشورها مانند عراق و ائتلاف با آنها براي استفاده از نيروهاي اين كشورها خواهد بود، مخصوصا اگر ايران بتواند نفوذ و تأثير خود در قسمت‌هاي شيعه‎نشين عراق از جمله كربلا و نجف را بيش از اين افزايش دهد، يك مشكل استراتژيك براي اسرائيل به‏شمار مي‌آيد (از همين رو، تشكيل حكومت شيعي در عراق از اساس با اهداف اسرائيل سازگار نخواهد بود و تلاش براي از بين بردن توانايي حكومت شيعي از طرق مختلف، از برنامه‌هاي اسرائيل خواهد بود).
از همين رو، افزايش ارتباط ميان اسرائيل و حزب اسلام‌گراي تركيه در حال حاضر و در آينده، مي‌تواند اين مشكل استراتژيك را تا حدي كاهش دهد؛ البته به دليل نگاه تركيه به اسرائيل به عنوان يك رقيب براي هژمون شدن در خاورميانه، ممكن است تركيه به مسئله انتقال سلاح از ايران براي سوريه چه از نظر هوايي و چه از نظر زميني هيچ دخالتي نكند و حتي فضاي مناسب براي انتقال تسليحات از ايران به مناطق جنگي را هم به‏وجود بياورد.
البته اين كاملا واضح است كه اسرائيل تمام تلاش خود را براي جلوگيري از رسيدن اين تسليحات به اهداف مورد نظر به كار ببرد، ولي موفقيت در اين مأموريت تضمين شده نبوده و بدون خطر هم نخواهد بود.

 


به‏دليل توانايي ايران در محدود كردن جنگ سايبري بايد از آن پرهيز شود
در كنار حركت‌هاي نظامي ايران به اسرائيل، قاعدتا ايران به صورت موازي به ديگر اهداف اسرائيلي و يهودي در داخل و خارج از اين كشور هم نظر دارد، به عنوان مثال، از اهداف اسرائيلي مي‌توانيم نمايندگي‌هاي اسرائيل در خارج از كشور و شركت هواپيمايي "ال-عال " اسرائيل را نام ببريم و از نظر اهداف يهودي مي توانيم به كنيسه‌ها و مراكز پرجمعيت در داخل اشاره كنيم.
توانايي ايران در محدود كردن جنگ سايبري نيز بسيار بالاست و منطقي آن است كه به نحوي از جنگ سايبري با ايران پرهيز كنيم يا ايران را در اين مورد به شكلي فريب بدهيم.
به هر صورت در جنگ بين ايران و اسرائيل، ايران ممكن است به دليل شرايط بين‌المللي و تحريم‌هاي غربي چندين اقدام و احتمال را در هم ادغام كرده و مقابل دشمن صف‏آرايي كند.

 


رئوس كلي احتمالات جنگ ايران و اسراييل چگونه خواهد بود
در يك نگاه، رئوس كلي احتمالات اين جنگ به صورت زير خواهد بود:

- حمله اسرائيل به نيروگاه اتمي ايران

1- ايران در مرحله اول، به سرعت سراغ گزينه نظامي نخواهد رفت و در صحنه بين‌المللي فعاليت ديپلماتيك نيرومندي به نمايش خواهد گذاشت، اسرائيل نيز هر اقدامي را محكوم كرده و آمريكا نيز به دنبال اسرائيل، ايران را محكوم كرده و ممنوعيت فروش قطعات يدكي هواپيما به ايران را به صورت كامل اجرا خواهد كرد. (به همان صورت كه بعد از حمله به عراق انجام داد)

2- در كنار فعاليت ديپلماتيك و به صورت موازي، ايران اقدامات مخفيانه خود را توسط شيعيان عراق، حزب‌الله، سوريه، حماس يا از راه تركيه آغاز مي‌كند.

3- تمركز نيروهاي پياده‎نظام ايران از طريق سوريه در بلندي‌هاي جولان كه يكي از مناطق پرخطر براي اسرائيل محسوب مي‌شود؛ اسرائيل نيز با تمركز نيرو در بلندي‌هاي جولان به صورت كامل از اين منطقه حفاظت خواهد كرد.

4- در بحث پشتيباني تسليحات، اگر ايران نتواند به صورت مستقيم وارد عمل شود، به صورت گسترده به خصوص در زمينه موشك، به سوريه، حزب‌الله و حماس كمك خواهد كرد. از سوي ديگر، سوريه نيز به احتمال زياد، به صورت مستقيم درگير جنگ نخواهد شد ولي به هر صورتي كه ممكن است به نيروهاي حزب‌الله كمك خواهد كرد.

5- با توجه به تجربه‌هاي به دست آمده در جنگ لبنان، اسرائيل به وسيله نيروي هوايي قادر به توقف پرتاب راكت نخواهد بود. از سوي ديگر براي دستيابي به سايت‌هاي پرتاب راكت، مي‌بايست نيروي قابل توجهي را براي مقابله با چريك‌هاي سرسخت حزب‌الله تخصيص دهيم (با توجه به اين كه نيروهاي چريكي حزب‌الله توسط سپاه پاسداران ايران آموزش ديده‌اند، به نظر مي‌رسد توانايي نيروهاي سپاه پاسداران ايران به مراتب بيش از چريك‌هاي حزب‌الله باشد و قاعدتا اسرائيل در جنگ چريكي با ايران با مشكلاتي روبه‏رو خواهد شد).

6- به موازات عمليات‌هاي حزب‌الله و حماس به خصوص در مناطق "سامريه و يهوديه "، مي‌بايست براي حملات استشهادي نيروهاي حزب‌الله آمادگي كامل داشته باشيم؛ از سوي ديگر، ايران در خطوط هوايي و خطوط دريايي اسرائيل مشكلاتي ايجاد خواهد كرد كه مي‌بايست امنيت فرودگاه‌ها به مراتب بيشتر از سابق شود. (افزايش امنيت فرودگاه‌هاي اسرائيل در حال انجام است).

7- قاعدتاً در هر مرحله از جنگ، ايران پرتاب موشك به سمت مناطق پرجمعيت را متوقف نخواهد كرد.

8- آنچه مي‌بايست در انتها بدان اشاره شود، ايجاد نيروي پدافند در نيروهاي مسلح ايران است كه نشان از اهميت مسئله موشكي در ارتش ايران است و از سوي ديگر نبايد تهديدات مسئولان ايراني را بي‎اهميت جلوه دهيم؛ به عنوان مثال "علي لاريجاني " رئيس مجلس ايران ميان نمايندگان كشورهاي مسلمان اعلام كرده است كه در صورت هرگونه تجاوز اسرائيل به ايران، ايران به‏وسيله قدرت نظامي و موشكي خود كابوسي براي اسرائيل ايجاد خواهد كرد كه تا به حال تجربه نكرده است.

 

 

 

ديدگاه مربوط به ادراكات جهاني شيعيان [آيت‌الله] خميني
از نقطه نظر شيعه، حسين در كربلا شكست نخورده است بلكه كشته شدن وي سرآغاز پيروزي‌هاي آينده شيعيان بوده است و [آيت‌الله] خميني و [آيت‌الله] خامنه‌اي دو رهبر ايران، انقلاب اسلامي ايران را نشأت گرفته از كشته شدن حسين [ع] مي‌دانند؛ از سوي ديگر، شيعيان ايران و لبنان و به تازگي سربازان سني حماس، به تأسي از كربلا و عاشورا، عمليات استشهادي انجام مي‌دهند كه تحليل و توجيه اين عمل در اين مقاله پژوهش نمي‌گنجد.

از زمان تثبيت مذهب شيعه در ايران (قرن 16 ميلادي)، علماي مذهب با مناظرات و تفاسير كتب مذهبي قديمي، مخصوصا قرآن، توانستند زمينه‌هاي لازم براي حكومت اسلامي را فراهم كنند. (مدل ولايت فقيه نمونه‌اي از نتايج تلاش علماي آن زمان است).
در آغاز قرن نوزدهم، جريان اصولي بر ديگر جريانات رايج در مذهب شيعه به خصوص بر جريان اخباري چيره شد و اجازه تفسير عقلي و نقلي منابع ديني در دين شيعه به صورت يك جريان قطعي صادر شد.
از سوي ديگر، مردم ايران همواره نگاه خاصي به علماي مذهب داشته‌اند، همين عامل باعث شد كه علما در ميان مردم از احترام و قدرت خاصي برخوردار باشند در حدي كه فتواي جهاد و كشته شدن در راه خدا از سوي علما براي شيعيان بسيار مهم است و شيعيان معتقد بدان عمل مي‌كنند.

مردم شيعه، علما را واسطه ميان خدا و مردم قلمداد مي‌كنند كه وظيفه هدايت و تفسير صحيح دين و مذهب را براي مردم بر عهده دارند.
به طور خلاصه از منابع شيعي اين‌گونه برداشت مي‌شود كه مانيفست قدرت علما در ميان مردم را مي‌توانيم اين‌گونه بيان كنيم كه (به غير از احترام به اسلام و انجام اصول دين، علماي شيعه ذخيره الهي و جانشين معصومين براي هدايت و سعادت مردم هستند و وظيفه مردم عمل به فرامين آن‌ها است).

 

مسلمانان با توجه به آراء [آيت‌الله] خميني بار ديگر امتيازات و ويژگي‌هاي از دست رفته خود را مشاهده كردند
- دكترين [آيت‌الله] خميني.
[آيت‌الله] خميني به عنوان يك عالم ديني، دكترين عرفاني - سياسي خود را به صورت يك مدل نوين و انقلابي و در ارتباط با اصول سنتي شيعه ابداع كرده و در جامعه ايراني پياده كرد و جمهوري اسلامي ايران نتيجه دك‌ترين عرفاني - سياسي وي بود.
دكترين وي برگرفته از هوشياري و فهم، سياست انقلابي، ضد غرب و بيدار كننده مذهب شيعه از خواب زمستاني بوده است.
امتيازاتي كه باعث مي‌شود دكترين وي نسبت به سايرين بيشتر مورد توجه و بررسي قرار بگيرد، از اين قرار است:


1- اعتقاد بر حقانيت حكومت شيعه بر ديگران و دعوت از كشورهاي مسلمان براي اتحاد و مبارزه با غرب.

 
2- اعتقاد به حكومت علماي شيعه به نيابت از امام غائب، وي حكومت سياسي علماي شيعه را در تمام زمينه‌هاي سياسي و اجتماعي ممكن مي‌داند.

3- از نظر [آيت‌الله] خميني، تنها كساني مي‌توانند وارث حكومت امام غائب باشند كه توانايي فهم و استنباط احكام اسلام از قرآن و منابع حديثي را كسب كرده باشند و از سوي ديگر، از نظر سياسي صاحب نظر بوده و از دولت‌هاي بيگانه و ابرقدرت‌ها هيچ ترسي نداشته باشد.


در دكترين [آيت‌الله] خميني، علماي شيعه تا زماني كه امام غائب ظهور كند، حق حكومت بر مردم را دارند و هيچ كس نمي‌تواند از آن‌ها سلب مشروعيت كند، (به نظر مي‌رسد در دكترين [آيت‌الله] خميني مردم هيچ نقشي در مشروعيت بخشي و سلب آن از علماي شيعه ندارند مگر اينكه علما يكي از شرايط حكومتي را از دست بدهند).
در دكترين وي، تنها يك نفر از ميان علما مي‌تواند بر مردم حكومت كند و عالمي كه اجازه حكومت بر مردم را دارد بايد در تفسير منابع اسلامي "فقيه " و يا "مجتهد " باشد.
اين دكترين، در حال حاضر به نام "ولايت فقيه " و در بندهاي مختلف قانون اساسي ايران ديده مي‌شود، از سوي ديگر، دكترين [آيت‌الله] خميني نسبت به ساير مدل‌هاي سياسي و حكومتي شيعه، هم از بعد معنوي و هم از بعد سياسي حالت انقلابي و تهاجمي دارد.


4- از نظر وي، مسلمانان و به خصوص شيعيان همواره مظلوم واقع شده و از حكومت‌هاي بيگانه ستم‌هاي فراواني ديده‌اند، حال مي‌بايست حكومتي ايجاد شود تا به ساير مسلمانان به خصوص شيعيان كمك كند تا به اين ظلم و ستم پايان دهد؛ از نظر [آيت‌الله] خميني، انقلاب اسلامي ايران تنها حكومت ايدئولوژيكي منطبق بر قرآن و سنت است كه تا به حال تشكيل شده است و مي‌بايست اين انقلاب را به ساير حكومت‌ها صادر كرد.
5- همان طور كه با ورود اسلام به شبه جزيره عربستان، زندگي اعراب روح تازه‌اي به خود گرفت، با توجه به آراء و افكار خميني، مسلمانان بار ديگر امتيازات و ويژگي‌هاي از دست رفته خود را مشاهده كردند.

 

 

علت دشمني ايران و اسرائيل
در زمان حكومت محمدرضا شاه (1941- 1979)، رابطه ميان اسرائيل و ايران در بالاترين سطح ممكن بود و بين هر دو طرف همكاري‌هاي نظامي، اقتصادي و سياسي در حد وسيعي گسترش پيدا كرده بود.
اين همكاري دوجانبه با شروع انقلاب اسلامي در ايران تغيير كرده و از اوج دوستي و همكاري به نهايت دشمني و مخالفت تغيير كرد.

براي دشمني ميان اسرائيل و ايران چند دليل وجود دارد:
- اولين و مهم‌ترين دليل، نفي وجود كشوري به نام اسرائيل به دليل آنكه اين كشور، دشمن مسلم اسلام و مسلمانان است.
- تفاوت نگاه بنيادي بين ايران و اسرائيل براي برتري و مسلط شدن بر منطقه و جهان.
- تفاوت نگاه بنيادي بين ايران و اسرائيل درباره فلسطين و سرزمين‌هاي تحت كنترل اسرائيل.
- حمايت اسرائيل از حكومت شاه منفور براي سركوبي ملت ايران.

 

 

اصلاح طلبان و خاتمي نگاه افراطي به اسرائيل نداشتند
بنا بر منابع اسلامي، در توافقي كه ميان محمد [ص] و يهوديان خيبر بسته شده است، يهوديان خيبر بر اين توافق عمل نكرده و به دشمنان مسلمانان براي نابودي مسلمانان كمك كردند.
به نظر مي‌رسد مسلمانان به خصوص شيعيان وظيفه خود مي‌دانند كه با اسرائيل مبارزه كنند و اين مبارزه تا جايي ادامه پيدا كند كه اسرائيل به طور كامل حذف بشود؛ در اين ميان شيعيان ايران مبارزه با اسرائيل را از وظايف اصلي خود به حساب مي‌آورند چون در نظر آن‌ها اسرائيل دشمن اصلي و ايدئولوژيكي آن‌ها به شمار مي‌رود.
البته اين وظيفه در همه زمان‌هاي به صورت يكسان نبوده و گاهي اوقات در حكومت ايران، مسئولاني ديده مي‌شود كه بدين شكل نظر افراطي ندارند، (به عنوان مثال دوران رياست اصلاح طلبان بر حكومت ايران و شخص خاتمي رئيس جمهوري اصلاح طلب از اين‌گونه طيف‌ها به شمار مي‌روند البته رؤساي ديگري هم در ايران وجود دارند كه علي‌رغم دشمني با اسرائيل در حال حاضر آن هم به خاطر شرايط فعلي حكومت ايران، با كشوري يهودي به نام اسرائيل مشكلي ندارند و مسؤلان اسرائيلي مي‌بايست در مواضع لزوم از حمايت آن‌ها استفاده كنند).
البته خط و مشي نحوه رفتار در سياست خارجي ايران اگرچه از وزارت خارجه اين كشور نشأت مي‌گيرد، ولي به نظر مي‌رسد در پشت پرده تنها سياست‌هاي رهبر ايران پيگيري مي‌شود و در حال حاضر [آيت‌الله] خامنه‌اي به عنوان رهبر ايران به هيچ وجه ديد مثبتي نسبت اسرائيل ندارد.

 


تعليمات [آيت‌الله] خميني درباره اسرائيل هنوز فراموش نشده است
- نقطه نظر ارتباط با اسرائيل:
از تاسيس انقلاب اسلامي در ايران سي سال و از زمان [رحلت] [آيت‌الله] خميني حدود 20 سال گذشته است؛ اما به طور طبيعي اين سوال در اذهان همه وجود دارد كه آيا حرارت و ايدئولوژي انقلاب هنوز وجود دارد يا نه، آيا هنوز تعليمات [آيت‌الله] خميني راهنما و اساس سياست‌هاي رژيم ايران است يا نه.
آنچه در ظاهر ديده مي‌شود، عدم فراموشي كلي تعليمات [آيت‌الله] خميني است، البته تفاوتي كه مي‌توانيم بدان اشاره كنيم اين است كه در حال حاضر افكار [آيت‌الله] خميني به طور كلي و در بعضي از مسائل به صورت خاص، فقط در اظهارات رژيم ايران ديده مي‌شود و نه در عمل، ولي اين رژيم در راستاي ارتباط با ديگر كشورها، بيش از زمان‌هاي ديگر مصلحت‌گرا شده است و افكار [آيت‌الله] خميني را در راستاي مصلحت رژيم بكار مي‌بندد. (البته اين مسئله استثنايي هم دارد و اين استثنا، دوران رياست جمهوري احمدي‌نژاد است كه نمي‌توانيم به صورت كلي منطبق بر تعاليم [آيت‌الله] خميني بدانيم ولي از جنبه‌هاي سياست خارجي تا حدي منطبق بر افكار و روحي‌ات [آيت‌الله] خميني است).
از سوي ديگر، اين رژيم به اين نتيجه رسيد كه بدون سازش با ديگر كشورهاي بيگانه امكان پيشرفت و حركت رو به جلو براي اهداف رژيم وجود ندارد از همين رو، مقداري از افراطي‌گرايي در اين رژيم كاسته و مصلحت‌گرايي جانشين اقدامات انقلابي شد.

 


ايران با دشمني استوار خود با اسرائيل جايگاه خاصي بين مسلمانان پيدا كرده است
در همين راستا، گاهي اوقات و ندرتا در بعضي از مقاطع ديده شده است كه اظهاراتي مبني بر تعديل رابطه با اسرائيل هم وجود دارد.
اگر چه انتظار نمي‌رود كه اين اظهارات به زودي در اهداف ايدئولوژيك ايران قرار بگيرد، مگر اينكه مصلحت ايران اقتضا كند ميان رابطه اسرائيل و ايران تغييراتي به وجود بيايد (موضوع تحريم تنباكو و قطع ارتباط موقتي ميان ايران و انگليس يكي از مثال‌هاي تغيير رابطه ميان ايران و انگليس بوده است).
البته با توجه به اينكه رژيم ايران براي دشمني با اسرائيل هيچ هزينه سياسي و اقتصادي نمي‌پردازد، هيچ منفعتي هم در رابطه با اسرائيل نمي‌بيند و هيچ توجهي هم به پيشنهادات اسرائيل نخواهد كرد، حال آنكه ايران از اين موضع‌گيري نه تنها ضرر نمي‌كند بلكه منفعت سياسي هم كسب مي‌كند و به دليل ادامه دشمني استوار با اسرائيل در طول اين سال‌ها، جايگاه خاصي بين كشورهاي مسلمان بدست آورده است؛ به عنوان مثال "احمدي‌نژاد " رئيس جمهور ايران، براي ادامه راه خميني و كسب شهرت بين مسلمانان، ضد اسرائيل عمل مي‌كند در حاليكه يكي از وزراي دولت احمدي‌نژاد صراحتا درباره دوستي ميان مردم ايران و مردم اسرائيل صحبت كرده است و اين نشان دهنده سياسي بودن و نفع دولت فعلي از مخالفت با اسرائيل است.

 


جنگ ايران و اسرائيل سبب نابودي حكومت صهيون خواهد شد
با عبور از انگيزه‌هاي ايدئولوژيك شيعيان خميني و دشمني ميان اسرائيل و ايران به دليل تفاوت ايدئولوژي، مهم‌ترين علت دشمني ميان اسرائيل و ايران، رقيب بودن اين دو كشور در خاورميانه است.
در صورت جنگ موفق ايران عليه اسرائيل، نه تنها موقعيت اسرائيل ضعيف مي‌شود بلكه سبب نابودي و براندازي حكومت صهيون خواهد شد. از سوي ديگر در صورت شروع جنگ و طولاني شدن آن، ايران نيز در اين جنگ متحمل خسارت‌هاي فراواني خواهد شد، البته در ادامه مقاله به صورت مفصل توضيح خواهم داد كه خسارت فراوان براي شيعيان مهم نخواهد بود و تنها مسئله‌اي كه براي آن‌ها مهم است، گسترش عدالت علوي و حفظ حكومت شيعي است.

 


اين جنگ به عنوان يك كاتاليزور، اساس تسلط ايران بر خاورميانه را تسريع و مهيا مي‌كند
اين جنگ همچنين به عنوان يك كاتاليزور، اساس تسلط ايران بر خاورميانه را تسريع و مهيا مي‌كند و از سوي ديگر، ايران به راحتي مي‌تواند در اين جنگ ادعا كند به دليل تهديد هسته‌اي اسرائيل، حق اجازه از توانايي نظامي هسته‌اي براي دفاع از خود را دارد و ديگر اينكه با تأييد توانايي هسته‌اي خود، از ديگر كشورها به خصوص كشورهاي عربي تنش زدايي بكند و [در پي اين تنش‌زدايي] كشورهاي عربي به خاطر مصلحت جهان اسلام و نابودي اسرائيل، مخالفت خود با برنامه هسته‌اي ايران را به طور محسوسي كاهش خواهند داد.
سرانجام در پي وقوع جنگ بين دو طرف و بر اساس شرايط موجود، ايران پيروز شده و اين پيروزي حمايت و تبريك بسياري از كشورهاي جهان به خصوص كشورهاي مسلمان را به همراه خواهد داشت و اين مسئله، سبب هژمون شدن و رهبري ايران بر ديگر كشورهاي جهان خواهد شد.

 


سخن [آيت‌الله] خميني درباره نابودي اسرائيل با چند سطل آب
در مقاله‌اي كه "زئو ماهان " اسلام شناس و ايران شناس برجسته صهيون با تيتر (از قدرت مطلق تا عدم توانايي) منتشر كرده است، به نظر مي‌رسد كه ايران قدرت نظامي اسرائيل را در حدي تحقيرآميز تخمين مي‌زند، آن‌ها اسرائيل را كشوري ضعيف، بدون دفاع و بي ثبات مي‌بينند كه طعمه‌اي آسان براي حمله مسلمانان و شيعيان است. (البته حمله متحدانه مسلمانان به اسرائيل يكي از دك‌ترين‌هاي [آيت‌الله] خميني است. وي اعلام كرده است در صورت اتحاد مسلمانان و ريختن يك سطل آب توسط هر مسلمان، همين آب اسرائيل را نابود مي‌كند).
به هر حال آنچه مسلم است، تحركات ايران عليه اسرائيل، كمك مستقيم ايران به نيروهاي حزب‌الله و حماس در مسائل نظامي، مشورت، راهنمايي و تسليحات و همچنين كمك به خانواده‌هاي سازمان‌هاي تروريستي كه عليه نابودي اسرائيل عمل مي‌كنند، هيچ حرفي را باقي نمي‌گذارد كه تمام مسؤلان ايراني، آماده كسب دستور براي نابودي اسرائيل هستند.

 

مشاوره نزديكان [آيت‌الله] خميني علت اصلي قبول قطعنامه در جنگ ايران و عراق بود
- در چه شرايطي ايران با آتش بس با عراق در جنگ 8 ساله موافقت كرد؟
به دنبال طولاني شدن جنگ بين ايران و عراق و همچنين فشار آمريكا به شوراي امنيت براي پايان دادن به اين جنگ، در جولاي سال 1987، قطعنامه 598 شوراي امنيت مبني بر آتش بس و قطع جنگ ميان ايران و عراق تصويب شد.
اين قطعنامه در همان ابتدا توسط دولت ايران رد شد، از دلايل عدم قبولي اين قطعنامه مي‌توانيم به عدم اجابت درخواست ايران مبني بر معرفي عراق به عنوان متجاوز و همچنين پرداخت غرامت جنگي توسط رژيم عراق اشاره كنيم.
حال با تمام اين مشكلات در قطعنامه 598، ايران يكسال بعد در جولاي 1988 اعلام كرد قطعنامه 598 را مي‌پذيرد.
آنچه مهم به نظر مي‌رسد، تبيين شرايط ايران در فاصله جولاي 1987 تا جولاي 1988 است و اينكه چرا ايران بعد از آن مخالفت سرسختانه با قبول قطعنامه، بالاخره با اجبار و يا با اختيار قطعنامه را قبول كرد.
آنچه واقعا براي من سخت است [مؤلف] تبيين اين تغيير 180 درجه‌اي ايران در قبول قطعنامه است؛ زيرا با توجه به شرايط، ايران بعد از آن همه هزينه و خسارت‌هاي فراوان ناشي از جنگ 8 ساله، در قطعنامه 598 نتوانست در سطح بين‌الملل به اهداف خود برسد.
ولي آنچه مهم است نقش متخصصين و مشاورين ارشد [آيت‌الله] خميني در بدست آوردن نظر خميني براي قبول كردن قطعنامه 598 است.

 

 

آيا اسراييل هم مي تواند از اين ظرفيت در جنگ ايران استفاده كند؟
بنابر اسناد، [آيت‌الله] خميني دليل قبول قطعنامه را اظهارات متخصصين و مشاورين خويش اعلام مي‌كند و همچنين دليل اصلي براي قبول قطعنامه را مصلحت اسلام معرفي مي‌كند.
آنچه بايد بدان اشاره كنيم اين است كه چگونه مي توانيم شرايط را به نحوي به پيش ببريم كه در جنگ آينده بين ايران و اسرائيل،


- مصلحت به صورتي رقم بخورد كه ايران نتواند به اهداف خود برسد؟
- چگونه مي‌توانيم از متخصصين و مشاورين ارشد حكومت ايران براي تغيير نظر [آيت‌الله] خامنه‌اي استفاده كنيم؟
- چگونه مي‌توانيم با صرف كمترين هزينه در سطح بين‌الملل، ايران را محكوم كنيم؟

 

 


مصلحت علي[ع] در صفين و حسن[ع] در جنگ با معاويه/نقش«مصلحت» در حكومت اسلامي را بايد بررسي كرد
از مسائل تاريخي در طول حيات امامان شيعه كه به نظر مي‌رسد مهم است، تحليل صلح پسر علي [امام حسن مجتبي عليه السلام] با معاويه بعد از كشته شدن علي [عليه السلام] است.
در اين جنگ به دليل عدم همكاري سپاه [امام حسن عليه السلام] با وي، همچنين تطميع فرماندهان لشگر حسن توسط معاويه، القا شايعه شكست سپاه حسن بين مردم و عدم توجه مردم و سپاهيان به اظهارات حسن [عليه السلام] به دليل خسته شدن از جنگ‌هاي طولاني در زمان حكومت پدرش علي [عليه السلام] ، شرايط به گونه‌اي رقم خورد كه وي بنابر مصلحت مسلمين به قبول صلح با شخصي مثل معاويه رضايت داد و سال‌ها نتوانست ادعايي براي حكومت كردن داشته باشد.
اين اقدام حسن [عليه السلام] سبب شد حكومت بعد از معاويه به پسرش برسد و خاندان علي [عليه السلام] ديگر نتوانستند جانشيني محمد [ص] را به خاندان خود بازگردانند و تا آخرين نفر از امامان شيعه تنها ادعاي حكومت داشتن، البته شيعيان معتقد به بازپس‌گيري حكومت جهاني بعد از ظهور مهدي [عج] هستند.
در اين گذر تاريخي، بررسي نقش نخبگان و رهبران شيعه، اظهارات و خواسته‌هاي مردم در حكومت و اينكه چگونه شيعيان به خاطر مصلحت حاضر هستند از اهداف خود چشم پوشي كنند بسيار مهم است.

 

 

سخنان [آيت‌الله] خامنه‌اي درباره برخورد عاشورايي نگران كننده است
البته آنچه نگران كننده است، اظهارات [آيت‌الله] خامنه‌اي در سال‌هاي گذشته است. [آيت‌الله] خامنه‌اي چندين بار در اظهارات خود اعلام كرده است كه اجازه نمي‌دهد شرايط به گونه‌اي رقم بخورد كه صلح حسن دوباره اتفاق بيفتد بلكه عاشورايي ديگر اتفاق ميفتد.
با توجه به شرايط ايران و تجارب به دست آمده نمي‌توانيم اين اظهارات [آيت‌الله] خامنه‌اي را جدي تلقي نكنيم؛ از سوي ديگر، اگر مصلحت جامعه اسلامي به گونه‌اي رقم بخورد كه جنگي شروع نشود، پيروزي بزرگي نصيب اسرائيل خواهد شد.
حال بايد به گونه‌اي برنامه ريزي شود كه مردم ايران از جنگيدن با اسرائيل چه از نظر سياسي، چه از نظر اقتصادي و چه از نظر فيزيكي خسته شده و به رهبران خود اجازه ورود به جنگي ديگر را ندهند.
ديگر اينكه با برنامه‌ريزي منسجم و دقيق، روي تفكرات متخصصين، نخبگان و رهبران حكومت ايران توجه شود تا در زمان مناسب بتواتيم با صرف هزينه‌اي بسيار ناچيز از آنها استفاده كنيم.
ديگر اينكه شرايط بين الملل به گونه‌اي رقم بخورد كه ايران علاوه بر مشكلات داخلي، در صحنه سياست خارجي و سياست بين‌الملل هم محكوم قلمداد شود.

 


ادامه دارد


منبع و ترجمه از زبان عبری به فارسی :  خبرگزاري فارس